انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ٢٣٨
افغانستان- هنوز دست نخورده باقى بود. امّا اگر روسيه موفق به نفوذ در آذربايجان مىشد، رخنهاى در اين مركز ثقل به وجود مىآمد كه در نهايت تداوم وجود مستقل ايران و تركيه را ناپايدارتر مىساخت.
بنابراين، اگرچه آذربايجانيها هيچ تمايلى به از دست دادن مليت ايرانى خود و پذيرفتن حكومت تركيه نداشتند، امّا به دليل ايمان مشترك، زبان مشترك- زيرا در سراسر آذربايجان زبان تركى زبان غالب است-، و برخى تمايلات و خواستههاى مشترك، شديدا حكومت تركيه را به روسيه ترجيح مىدادند، در عين حاليكه روشن بود كه منافع تركيه در سرنوشت آذربايجان حياتىتر از منافع روسيه است. امّا تركيه، كه درگير امور داخلى خود بود، فرصت كمى براى انديشه در مورد سياستهاى آسيايى داشت، اگرچه احساسات موافق «تركهاى جوان» نسبت به رفتار ايرانىشان آزادانه ابراز مىشد، در عين حال با نگرانى ناظر اقدامات روسيه در مرز شمالغربى ايران بودند.
در واقع برخورد روسيه نگرانيهاى عظيمى را در ساير نقاط موجب آمد. نقشى كه كلنل لياخوف و ديگر افسران بريگاد قزاق در كودتا ايفا نمودند، و طراحى تمامى عمليات از سوى روسيه، از همان ابتدا روشن بود و جزئيات كاملترى كه از سوى خبرنگاران مقيم و پناهندگان ايرانى، كه عليرغم تمامى اقدامات پيشگيرانه كلنل لياخوف جانشان توسط سفارت انگليس نجات داده شده بود و طى اواخر تابستان ١٩٠٨ وارد اروپا شدند، دريافت گرديد، فقط تأئيد بود بر اين اعتقاد كه حكومت روسيه، كه همواره و در همهجا دشمن بيرحم آزادى است، مصمم است نهضت مشروطيت در ايران را سركوب و قدرت خودكامه محمد على شاه را اعاده كند كه طبق روايات، ترجيح مىداد يك رعيت روسى با قدرت مطلقه بر ملت خود باشد تا حاكم مشروطه كشورى آزاد و مستقل. در آنزمان شواهدى دالّ بر اقدامات زيانبار به حال مشروطهخواهان ايرانى، نه تنها توسط كلنل لياخوف كه از سوى آقاى دومارتديگ، وزيرمختار روسيه در تهران، آقاى پاختيانوف، سركنسول روسيه در تبريز، و ديگر نمايندگان حكومت روسيه، ارائه گشته و مقالات بسيارى در اين زمينه در روزنامههاى انگليسى درج گرديد. طبق معمول روزنامه تايمز، كه قبلا مورد بحث قرار گرفت، مقالهاى تحت عنوان «روسيه و مسئله ايران» در شماره ٧ نوامبر ١٩٠٨ آن درج گرديد كه در آن پناهندگان ايرانى و دوستان انگليسى آنها به سبب ترديد در مورد حسننيت روسيه سرزنش شده، ترس آنها از دخالت روسيه در آذربايجان استهزاء گشته و در پايان با صريحترين نحو دكترين مطلوب تمايز در اين مورد كه در گفتار و نوشتار مصلحت بايد بيش از حقيقت در نظر گرفته شود را ابراز گرديده بود. در اين مقاله آمده بود:
«در اين لحظه بايد مسئله ايران را نه از نقطهنظر محلى و منطقهاى، بلكه از نقطهنظر دشواريهاى