انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ٣٤٢
يادداشت شماره ٧ (در مورد شمس العلماء و امين الضرب)
اسم صحيح شمس العلماء، شيخ محمد مهدى عبد الرّبآبادى، در نزديكى قزوين، است. وى يكى از فاضلترين علماى ايران است. در ص ١٧٠- ١٦٩ كتاب اعتماد السلطنه، به نام «كتاب المآثر و الآثار» شرح حالى از او ارائه گرديده است. وى توسط ناصر الدين شاه جهت همكارى با شيخ عبد الوهاب، پدر ميرزا محمد، در تهيه «نامه دانشوران»، تحت نظارت عاليه اعتماد السلطنه منصوب گرديد (نگاه كنيد به يادداشت شماره ٢، در همين ضميمه).
حاجى محمد حسن، كه در اينجا به او اشاره مىشود، همچون پسرش حاجى حسين آقا، كه نايب رئيس اولين مجلس و يكى از ثروتمندترين افراد در ايران بود، داراى عنوان امين الضرب بود.
سيد جمال الدين به هنگام اقامت در تهران در منزل وى سكونت داشت.
شمس العلماء يكى از دوستان بزرگ روحانى مرتجع شيخ فضل اللّه نورى (كه بعدها در ٣١ ژوئيه ١٩٠٩ اعدام گرديد) بود و پس از اعاده مشروطيت در ژوئيه ١٩٠٩ احتياط آن ديد كه در منزلش بست بنشيند. معهذا، وى توسط حاجى سيد نصر اللّه اخوى، نايبرئيس مجلس دوم، مورد حمايت قرار گرفت و نگذاشت كه مورد تعرض مجاهدين ناسيوناليست قرار بگيرد. وى از نظر دانش تاريخ و ادبيات ايران و عرب در ايران نظير نداشت و يادداشتهاى باارزش چندى مربوط به متن «مرزبان نامه» تأليف ميرزا محمد در مجموعه «گيب محوريال» را تهيه نمود كه در جلد هشتم اين كتاب چاپ گرديده است. وى اكنون حدود ٦٠ سال دارد.
يادداشت شماره ٨ (در مورد اعدام ميرزا رضا كرمانى)
در كتاب «تاريخ بيدارى ايرانيان» (ص ١٥٦- ١٥٣) پس از ارائه تقريبا كلمه به كلمه جريان بازجويى ميرزا رضا، شرحى پيرامون آخرين روزها و اعدام وى عرضه مىنمايد كه خلاصه آن به شرح ذيل است: وى تا آخرين لحظه شجاعت خود را نشان داد و نه تهديد و نه تطميع نتوانست وى را وادار به اين اعتراف نمايد كه داراى شريك جرم بوده است. وى در سپيدهدم روز پنجشنبه دوم ربيع الاول (برابر با ١١ اوت ١٨٩٦) در «ميدان مشق» در تهران، و در حضور جمعيت عظيمى از مردم، به دار آويخته شد. شب قبل از اعدام در «قزاقخانه» حبس گرديد و همراه شجاع السلطنه، فرزند «سردار كل»، و خويشاوندان مختلف امين السلطان به محلّ اعدام آورده شد. گفته شد كه ميرزا رضا تا