انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ٢٧٠
مورچگان افتاده باشد. تمام چهرهها نگران و گرفته است: تاتارها گروه گروه، در حاليكه اسلحه حمل مىكنند، به سوى يك مكانى مىروند. من از آنها سؤال كردم «عقبنشينى مىكنند؟» گفتند: «روسها به ما دستور دادهاند كه سلاحهاى خود را تسليم نمائيم: داريم آنها را به ارگ مىبريم.»
«من به بازار مىروم. نيمى از مغازههايى كه ديروز آنچنان چابك و چالاك به معامله مشغول بودند، اكنون بستهاند. جمعيتى در اطراف يك مغازه اسلحهسازى، كه خنجر و شمشيرهاى سركج قديمى مىفروشد، گرد آمدهاند. اكنون فقط سيدهايى اين شمشيرها و خنجرها را مىخرند كه مايلند در مراسم[١] ... خود را متمايز سازند. مفهوم اين امر چيست؟ بهنظر مىرسد روسها آمده و به اسلحهساز دستور دادهاند كه مغازه خود را ببندد. مرد بيچاره با دشوارى از گريه كردن خوددارى مىكند.
من با شما چه كار كردهام؟ من بىسروصدا كار مىكنم، به هيچكس آزارى نمىرسانم و سلاحهاى قديمى خود را مىفروشم.»
ايرانيها نگاه مىكنند، در سكوتى عبوس غوطهورند و فقط گاهگاه آه برمىآورند. انسان به ياد آن تاتار ماكسيم گوركى در نمايشنامه «در اعماق» مىافتد. «به كجا مىرويد؟» «به چه كسى مىگوئيد؟»
«نزديك بانك روسيه، دو سرباز در حال كشيدن يك پرچم عظيم روس به سوى بازار هستند.
آنها به پشتبام مىروند و پرچم را بر فراز بازار نصب مىكنند، همانند مردان انگليسى به هنگام كشف يك جزيره جديد. فقط در اين مورد، اين كار آنچنان جنبه نمايش دارد كه جنبه بازدارنده و استراتژيكى ... به سربازان گفته شده است كه در صورت شروع عمليات نظامى، به سوى محلههايى كه پرچم روسيه بر فراز آنهاست تيراندازى نكنند.»
در سر يك چهارراه جارچى بازار ايستاده است (در اينجا تمامى فرامين انجمن و حكومت از طريق جارچيها منتشر مىشوند) و فرياد مىزند:-
«به فرمان عاليجناب اجلال الملك، اعلام مىدارم كه از اين ساعت به بعد حمل اسلحه در اين محله ممنوع است. تمام سلاحهاى خود را به ارگ تسليم نمائيد. كسانى كه مسلح دستگير شوند تيرباران خواهند شد.»
«اجلال الملك بيچاره! وى اين اقدام بيرحمانه را به اين اميد انجام داد. كه تا حدودى روسها را، كه آنچنان بيرحمانه نسبت به وى سختگيرى مىكنند، آرام كند. ديروز وى درخواست صريحى را
[١] - در متن ترجمه شده اينجا خالى گذاشته شده است. من تصور مىكنم كه كلمه حذف شده اشاره به مراسم عزادارى محرم براى حسين، يعنى« عاشورا» يا خاصه« روضهخوانى» دارد.