انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ٢١٦
امكان ندارد انسان بتواند چشم خود را بر واقعياتى اينچنين گويا ببندد.» من تكرار مىكنم كلنل لياخوف در نقش فرمانده يك نيروى پليس محلى در ايران و عامل وحشيانهترين اقدامات، در هر حال خواست و اراده حكومت روسيه، اما مسلما نه به خواست مردم روس، را به مورد اجرا مىگذاشته است. «آقاى پانوف مىافزايد كه آقاى دوهار تويگ فرديست كه به تنفر از انگليسيان شهرت دارد و دشمن شخص آقاى ايزولسكى است. بنابراين وى داراى انگيزهاى مضاعف در به شكست كشانيدن توافقنامه انگليس و روسيه- فرزند نازپرورد ايزولسكى- بود. اين او بود كه امير بهادر جنگ مرتجع را مشمول حمايت سفارت روسيه كرد؛ طرح انهدام مجلس را كه توسط آقايان لياخوف و بارانوفسكى طرح شده بود، مورد تأئيد قرار داد؛ لياخوف را به محاصره سفارت بريتانيا توسط قزاقهايش براى منع مشروطهخواهان از پناهندگى در آنجا تشويق كرد، و در حاليكه در انظار به داشتن روابط تيره با لياخوف تظاهر مىكرد، در خلوت به خبرنگارانى كه با او مصاحبه مىكردند اعلام داشت كه كلنل عالى عمل كرده است.» و فقط اين بيان را با اين تذكار كه «وى اندكى تند رفته است» تعديل كرد.
چند سطر پائينتر، آقاى پانوف مىگويد: «لياخوف خود را حتى مرئوس شاه نمىداند. موردى به هم رسيد كه شاه درخواه تسليم قزاقى شد كه ژنرال صنيع حضرت را مجروح كرده بود. لياخوف آشكارا اعلام كرد وى را تسليم نخواهد كرد.» زيرا او قزاقى ايرانى نيست، بلكه يك قزاق بريگاد است در جايى ديگر وى مىافزايد: «همراه لياخوف فردى است به نام پاپوف كه يك مأمور تحقيق فرارى از نووچركاسك بوده و در مقام معلم مدرسه- بريگاد قزاق عمل مىنمايد و مقالات خود و نيز مقالات لياخوف را- كه او امضاء مىكند- براى روزنامههاى قفقاز يعنى گالاس مسكو وى- صداى مسكو-، گالاس پراودى- صداى حق- و سن پترزبورگ ويد دوموستى- نشريه رسمى سن پترزبورگ- ارسال مىدارد و در آنها با صداى رسا اقدامات كلنل دلير: را مىستايد.» آقاى پانوف در نتيجهگيرى خود مطلبى را بيان مىكند كه يك منبع مستقل ديگر نيز آن را تأئيد نموده است؛ و آن اينكه بلافاصله پس از كودتا قرارداد بريگاد قزاق براى يك دوره جديد ١٢ ساله تجديد گرديد و بر طبق آن تعداد افسران روسى و افسران غيرمأمور اين تيپ به دو برابر افزايش يافت. اين واقعيت كه قرارداد قديمى در حال پايان بود و مسلما مجلس هرگز مشتاقانه به تجديد آن رأى نمىداد، بهنظر