انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ٢٧١
دريافت داشت كه فردى را كه شب ٢٦ آوريل (٩ مه) به ضرب گلوله، در تاريكى، يكى از تفنگداران روسيه به نام پترنكو(Petrenko) را در حال نگهبانى بر پشتبام سربازخانه واقع در ارمنستان مجروح ساخته بيابد و به حضور كنسول روسيه ببرد. اجلال الملك هفت تن را دستگير كرد، امّا هيچيك از اين هفت تن اعتراف نكرد كه به روسها تيراندازى كرده است.»
«علاوه بر آن، انجمن هم التيماتومى دريافت كرده است: «به عنوان غرامت براى مجروح شدن تفنگدار پترنكو، كه معلول گرديده، ١٠ هزار تومان (حدود ٢ هزار پوند) بپردازيد.» قرار بود تمامى اين پول ظرف ٤٨ ساعت، يعنى تا غروب روز بعد، پرداخت شود. در غيراينصورت اقدامات ويژه اتخاذ خواهد گرديد.
«خوشبختانه، تفنگدار پترنكو فقط اندكى در ناحيه دست راست مجروح شده و در حال بهبودى است. وى در اتاق انتظار دفتر راه تبريز دراز كشيده و با خوشحالى مىخندد.»
«من در روسيه زندگى كردم و هميشه فقير بودم. آنها مرا به زور به ايران فرستادند و حال مىگويند ٢٠ هزار روبل خواهم گرفت.»
«وى ٢٠ هزار روبل نخواهد گرفت. كنسول مىگويد اين مبلغ كاهش داده خواهد شد. امّا مسلما ده هزار روبل به جيب پترنكو سرازير خواهد شد. امّا آنها مقصر را پيدا نخواهند كرد، زيرا قرار نيست پيدا شود.»
يك مورد عجيب و اسرارآميز! افسران روسى مىگويند «او يك فدايى بود.» فدائيان مىگويند «او يك قفقازى انقلابى بود!» قفقازيها مىگويند «او يك اخلالگر بود!»
«اكنون اوقات نگرانكنندهاى بر تبريز حاكم است! شخص بىاختيار با هرصدايى تكان مىخورد و مىپرسد: «آيا يك تيراندازى نبود؟» اگر يك تيراندازى باشد، كار بدى است. پس از يك تيراندازى، تيراندازيهاى بسيارى وجود خواهد داشت. روزهاى ناآرامى بر تبريز حاكم است. مىتوان انتظار روزهاى بدترى را داشت.»
«وى- تاردوف»
بگذريم خواننده اين نامه را با شكايات ايرانيها مقايسه و مشاهده كند كه اين شهادت روزنامهنگار روسى، تا آن اندازه كه مسائل را مطرح كرده است حاوى همان دعاوى مردم تبريز است. نامه ديگرى از همين خبرنگار، كه در ٢٧ مه (٩ ژوئن) ١٩٠٩ در همان روزنامه چاپ گرديد، باز هم هرچه بيشتر