انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ٢٩٩
يافت.» دروازههاى ميدان توپخانه بسته بودند و صداى تيراندازيهاى متناوب به گوش مىرسيد. در حاليكه «از سوى شمال شهر صداى تغتغ شليكهاى پىدرپى و مستمر مىآمد» و «هيچكس نمىدانست كه چه اتفاقى افتاده است.»
دشوار است كه از روايات منتشره موجود شرحى هماهنگ و يكدست از وقايع آن «روز روزها»، سهشنبه ١٣ ژوئيه، به دست داد. زيرا تا آنجا كه مىدانم نقشه مليّون و جزئيات مربوط به اجراى آن هنوز تشريح نشده است. نمايش بادامك در كنار رودخانه كرج، ظاهرا حملهاى صرفا خدعهآميز جهت درگير ساختن انرژى و منحرف ساختن توجه سلطنتطلبان بوده، در حاليكه گروه اصلى نيروهاى متحد مليّون از اين تأخير استفاده كرده، تپههاى شمال تهران را دور زده و به آرامى وارد دروازههاى بدون محافظ، يا تقريبا بدون محافظ، اين قسمت از شهر گرديد. شرحى عالى از وقايع آن پنج روز (١٧- ١٣ ژوئيه) در نشريه «تان»(Temps) مورخ ٨ اوت ١٩٠٩ درج گرديد كه در آن خبرنگار اين روزنامه آنچه را در ٣ ژوئيه ديده بود چنين توصيف مىكند:
«امروز، در طلوع صبح سپاه طلايهدار ارتش مليّون، به رهبرى بختياريها، از طريق يكى از دروازههاى شمالغربى، در نزديكى محل سفارت فرانسه، وارد تهران شد. نيروهاى آنها، كه صرفا متشكل از چند هزار تن از افراد بود، با هيچگونه مقاومت جدى برخورد ننمود. آنها بلافاصله بخشى از سفارتخانههاى خارجى در آن قرار داشتند به تصرف خود درآورده و محافظان دروازهها را عوض نمود. و افراد خود را جانشين آنها ساختند و گشتهايى را براى حفظ نظم سازمان دادند. كمى بعد عدهاى از مجاهدين ملّى، همراه سپهدار، از طريق يكى از دروازههاى جنوبى وارد شهر شدند. در حاليكه گروه اصلى ارتش، فرماندهى حاجى عليقلى خان سردار اسعد، در قرارگاههاى خود باقى مانده و تا بعدازظهر وارد پايتخت نشدند تا بتوانند تمامى تلاشهاى خود را بر نقطهاى كه در آن ممكن بود شديدترين مقاومتها انجام گيرد متمركز سازند.»
«رهبران مليّون به سوى بهارستان، محل ويرانشده مجلس سابق، پيش رفتند. سربازان ملّى ميل داشتند كه در آنجا، در ميان آن ويرانهها، قرارگاههاى خود را برپا سازند و از آنجا فرمانهاى خود را به شهر و ايالات صادر مىكردند. روستاى شميران هنگامى خبر اشغال تهران را دريافت نمود كه كاروانهاى روستائيان عازم شهر شدند تا ميوه و سبزيجات خود را بفروشند. اين روستائيان صلحجو احتياط آن ديدند كه در خانه باقى بمانند.»
«از اردوگاه شاه در سلطنت آباد، سربازان سلطنتطلب با شتاب عازم شدند تا به مليّون حمله كنند،