انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ٣٦٩
كرده بودند، و خاصه از سوى روستائيان- كه با رفتار حسنه خود، برخلاف سربازان سلطنتطلب كه با اخاذىهاى خود آنها را بيزار كرده بودند، قلوب آنها را جلب نموده بودند- مطلع شدند كه يك مسير كوهستانى وجود دارد كه فقط براى سربازان پياده قابل استفاده مىباشد و آنها را به منطقهاى مرتفعتر از تپه تحت اشغال قزاقها هدايت خواهد كرد.
هنگامى كه پيشروى آغاز گرديد، يپرم خان با افرادش مسير خود را در پيش گرفت، قرار شد موسى خان تلاش كند سپاه قزاق را دور نموده و در پشت آنها قرار گيرد، اسد اللّه خان سرتيپ، باغهاى كرج را اشغال كرد، ميرزا على خان سرتيپ قرار شد از وسط جبهه حمله كند، حاجى ميرزا حسن قزوينى شيخ الاسلام از سمت راست، و عميد السلطان از سمت چپ. افسران روسى تيپ قزاق، از طريق دوربينهاى صحرايى خود، تحركات آنها را كاملا مورد مراقبت قرار داده بودند.
به مجرد نزديك شدن مليّون، قزاقها چندين شليك دستهجمعى انجام دادند و سپس عقبنشينى كردند. گروه ميرزا على خان، عليرغم دستورهاى مبنى بر عدم تعقيب، به تعقيب آنها پرداختند و موسى خان و يپرم خان با مشاهده اين وضع با افرادشان از تپهها فرود آمدند تا اگر بتوانند آنها را متوقف ساخته و از يك درگيرى ممانعت كنند، و اگر نتوانستند آنها را در منازعه يارى نمايند.
قزاقها با رسيدن به شاهآباد، از عقبنشينى دست كشيده و شروع به تيراندازى به سوى تعقيبكنندگان خود، كه فقط ١٥٠ تن بودند، نمودند. متعاقب اين امر منازعهاى درگرفت كه از ساعت ٧ آن شب تا ساعت ٨ صبح روز بعد ادامه يافت. مليّون ٣ قبضه توپ ٧ سانتيمترى در اختيار داشتند كه دو قبضه آن در اختيار موسى خان و يك قبضه در اختيار يپرم خان قرار داشت. ساير نيروهاى ملّى، با مشاهده عقبنشينى قزاقها، همانطور كه توافق شده بود در همانجا كه بودند، بدون آنكه بدانند كه رفقايشان با دشمن درگير شدهاند، توقف كردند.
قزاقها يك كاروانسراى سنگى را به اشغال خود درآوردند، و مليّون تا بدانجا به اين كاروانسرا نزديك شدند كه مىتوانستند صداى گفتگوى قزاقها را كه به يكديگر توصيه مىكردند از مصرف بيهوده فشنگ خوددارى ورزند، زيرا ذخيره آنها تقريبا تمام شده بود، مىشنيدند. اما در اين بحبوحه نيروهاى تقويتى از تهران فرارسيدند و با خود ذخيرههاى جديد مهمات را همراه آوردند و از اين به بعد مجددا آتش توپخانه قزاقها سنگين گرديد، و موسى خان دوبار، هربار از ناحيه يك پا، مورد اصابت گلوله قرار گرفت. معهذا، وى به نبرد ادامه داد و نگذاشت افراد تحت فرمانش از جراحت وى مطلع شوند مبادا اين امر موجب دلسردى آنها شود. اكنون مليّون، كه مدت ٢٤ ساعت را روى زين