انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ١١٦
گرديد[١] و قرار شد آقاى «كوچانفكسى»(Kochanovski) ، نماينده روس در زمينه روابط مرزى با ايران، در آستاراى روس از وى استقبال نموده و او را طى سفرش در روسيه همراهى كند[٢]. اين سفر شاه احساس بدى را در پايتخت ايجاد كرد. بسيارى از تجار در شاه عبد العظيم متحصن شده و بازارها به مدت پنج روز بسته شد[٣].
در اوايل بهار ١٩٠٥، يك مدير كل گمركات جديد به نام آقاى «هانيسن»(Heynssen) وارد بوشهر شد و شروع به اجراى خشنتر قانون عوارض كرد. در نتيجه اين امر تجار ايرانى از ترخيص كالاهاى خود امتناع ورزيده و طى تلگرافى به شاه اعلام داشتند كه تا لغو مقررات جديد از واردات كالا به كشور خوددارى خواهند نمود[٤]. اين تجار همچنين به هند تلگراف كردند تا ارسال ديگر محمولات از آنجا متوقف شود. در ماه اوت، در كرمان هم دردسرهايى بروز كرد و آفت ملخ خوارگى آنجا را تهديد نمود[٥]. بهنظر مىرسد كه در روسيه هم به سبب نشر مقالات تحريف و اغراقآميز در مورد سفر هيأت بريتانيايى به سيستان تحت رياست كلنل مك ماهون، فوريه ١٩٠٣- مه ١٩٠٥، و همچنين سفر سر آرتور هاردنيگ به مشهد، ناراحتىهايى به وجود آمده بود[٦]. در نوامبر اين سال، تراكمه شروع به عبور از مرز و غارت و چپاول سرزمين همسايه، ايران، خاصه قوچان، نموده و در آنجا حدود چندين تن از روستائيان را مقتول و چهار يا پنج نفر ديگر را مجروح كرده و قريب ٦٠ تن را هم به اسارت گرفتند.
تا اينجا مسائلى چون نارضايى فزاينده از ولخرجيهاى رو به رشد و عشق شاه به سفر خارج، ناخرسندى از تعرفههاى جديد بلژيكيها و تكبر مقامات بلژيكى، عدم رضايت از استثمار كشور توسط اربابان امتياز خارجى و ناخشنودى از استبداد عين الدوله، كه با وجود تفاوت شخصيت بسيار با امين السلطان به همان ميزان منفور بود، را وارسيديم. امين السلطان فردى بود مؤدب، خوشمشرب، باتدبير، كاردان و فاقد اصول اخلاقى. وى با مقامات بلژيكى روابطى بسيار حسنه داشت و هرهفته آقاى نوز را به حضور پذيرفته و همواره گزارش مىشد كه از ترتيبات جديد گمرك ساليانه ٣٠ هزار
[١] - تايمز، ١٠ آوريل ١٩٠٥.
[٢] - تايمز، ٢٨ آوريل ١٩٠٥.
[٣] - تايمز، ٦ مه ١٩٠٥.
[٤] - تايمز، ٢٢ مه ١٩٠٥.
[٥] - تايمز، ١٥ اوت ١٩٠٥.
[٦] - تايمز، ٢٩ سپتامبر ١٩٠٥.