انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ١٩٠
گشت و از آنپس هرگونه اميد به سازش ضعيف و ضعيفتر گرديد. خانهاى كه بمب از آن پرتاب شده بود، در تصرف زرگرى به نام «سيد غلامرضا مرندى» بود كه بازداشت و مورد بازجويى قرار گرفت. امّا هيچمطلب مشخصى درباره مرتكبين اين اقدامات جسارتآميز، كه به ظاهر سه تن بوده و گريخته بودند، آشكار نگرديد. البته به لحاظ ارتجاعيون اين اقدام كار انقلابيون بود. در حاليكه رهبران ملّيون اعلام داشتند اين عمل توسط جناح ارتجاعى و به هدف ممانعت از هرگونه سازش بين شاه و مجلس ملّى صورت گرفته است. انقلابيون اظهار داشتند كه بمبانداز در تماس با شاپشال خان، يهودى روسى و معلم سرخانه شاه در جوانى و روح اهريمنى نگهبان وى در زمان سلطنت، بوده است[١]. مدبر الملك، كه زمانى سردبير «تمدن» بود، در روايتى از كودتاى ٢٣ ژوئن ١٩٠٨ كه براى هفته نامه «حبل المتين»- شماره ١٤ سپتامبر ١٩٠٨- در كلكته ارسال داشت، پا را از اين هم فراتر نهاده و مىگويد شاه شخصا در اين بمباندازى دخالت داشتند تا از اين رهگذر مجلس ملّى را بىاعتبار كند.
حدود اوايل آوريل ١٩٠٨، احتشام السلطنه كه پس از استعفاى صنيع الدوله، در آغاز سپتامبر ١٩٠٧، به رياست مجلس رسيده بود، استعفا كرد و ممتاز الدوله جانشين وى گرديد. او با مساعى خود در جهت تحديد آزادى مطبوعات و سخنرانان عمومى، و نيز مخالفت با تشكيل يك نيروى مسلح ملّى، به سختى منفور گشته بود. تحت رهبرى ممتاز الدوله اوضاع به مراتب آرامتر بود.
تقريبا در همين زمان، چهار تن از رهبران اوباش كه در دسامبر عليه مجلس تظاهرات كرده بودند، مجازات شدند. اين چهار عبارت بودند از: صنيع حضرت، مقتدر نظام، نايب اسماعيل و سيد كمال كه همگى فلك شده و ده سال به كلات تبعيد گشتند. تقريبا يك ماه بعد، مجازات مشابهى در مورد محكومين به قتل ارباب فريدون زرتشتى اعمال گرديد.
حوادثى كه به دومين كودتاى خطرناك انجاميد، در پايان ماه مه ١٩٠٨ آغاز گرديد. روابط شاه و مجلس هنوز بسيار تيره بود و عضد الملك پير به عنوان ميانجى دربار و مجلس عمل مىكرد. شاه خواستار آن بود كه مطبوعات و خطباى مردمى بايد از سخن گفتن عليه وى خوددارى كنند، در حاليكه مجلس درخواه عزل شش تن از سرسختترين ارتجاعيون بود كه مسبب اصلى تحريكات مستمر شاه عليه مشروطيت شناخته مىشدند. اين شش تن عبارت بودند از: امير بهادر جنگ، شاپشال خان،
[١] - مراجعه شود به جواب ردّيه« ژنرال آجودان شاپشال» كه در ديلى تلگراف ٢٥ ژانويه ١٩٠٩ درج گرديد.