انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ١٣٥
مىبايست مجلس بلافاصله پس از ختم انتخابات مركز و بىآنكه به انتظار ورود نمايندگان ايالات بنشيند كار خود را بيآغازد، قابلتوجيه است. اين ماده، مادهاى بسيار ضرورى بود. زيرا ايالات هنوز اخبار اندكى از رخدادهاى مركز دريافت مىكردند و در چند مورد هم كه كوشيدند انتخابات ايالات انجام گيرد، حكام محلى، حتى با خشونت دخالت كردند تا آن را متوقف سازند. چنانكه مىدانيم، مجلس عملا كارش را در ٧ اكتبر ١٩٠٦ آغاز كرد. يكى از نخستين اقدامات مهم اين مجلس، امتناع از تصويب يك وام جديد چهارصد هزار پاوندى بود كه مىبايست متساويا توسط انگليس و روسيه و با شرايطى كه هرگز آشكار نشد تأمين گردد. متن آن لايحه نيز توسط شاه و مشاورانش در حال اتمام بود. بدين ترتيب، اين مجلس حتى از همان آغاز نشان داد آلت دست رام و مطيع دربار نخواهد شد و قادر است مستقل و ميهنپرستانه اقدام كند.
در اين اثناء، تبريز كه نهضت مشروطيت در آن بسيار قدرتمند بود، به يمن حكومت استبدادى محمد على ميرزا وليعهد كه رخصت نمىداد هيچگونه اخبارى از پيشرفت وقايع در مركز به آنجا نفوذ كند، و با كمك استاد روسى خود «شاپشال خان» و آجودان مرتجعش «على بيگ» سازمانى جاسوسى بعينه سازمان جاسوس حاكم در رژيم سابق تركيه را بنا نهاده بود، به آشوب و اغتشاش دچار آمد.
سرانجام، در ٢٩ رجب- ١٨ سپتامبر ١٩٠٦- اين ناآراميها به اوج خود رسيد و شمارى از شهروندان در محوطه كنسولگرى بريتانيا بست نشستند. دكاكين بسته شد، حكومت خودكامه وليعهد تقبيح گرديد و تقاضاى جدى براى آزادى و مشروطيت مطرح گشت. در هشتم شعبان- ٢٧ سپتامبر ١٩٠٦- تلگرافى از آقاى گرانت داف، كاردار سفارت بريتانيا، به كنسولگرى تبريز رسيد كه طى آن اعلام شده بود شاه قانون اساسى را اعطاء نموده است. بدين قرار، پناهندگان كنسولگرى را ترك و انجمن شهره به «انجمن نظّار» تشكيل گرديد تا بر انتخابات، كه بلافاصله شروع و تا ١٥ رمضان- ٢ نوامبر ١٩٠٦- طول كشيد، نظارت كند. از جمله نمايندگان منتخب تبريز جوانى بود به نام سيد حسن فرزند تقى كه عموما به «تقىزاده» معروف بود. نامبرده با سرخوردگى از تبريز قبلا، در سوم سپتامبر، به تهران حركت كرده و سرنوشتش اين بود كه در وقايع آتى نقشى بسيار برجسته و ناب ايفا كند.
طى ايام پايانى اكتبر و آغاز نوامبر ١٩٠٦، دو شورش ديگر در تبريز رخ داد. شورش نخست