انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ٣٢٤
(بريتانيا) گفتم كه ترجيح مىدهم بميرم تا توسط روسها محافظت شوم. وى از اين سخن بسيار آزرده شد.»
«مليّون به انگلستان نظر داشتند، امّا از سياست «سر خمكردن» ما در برابر روسيه بسيار متحيّر شدهاند.»
«معاون كنسول بريتانيا هيچ خبر رسمى از پياده شدن قزاقها در اينجا نداشت. با در نظر گرفتن اينكه قرار است انگليسيها و روسها در هماهنگى با يكديگر عمل كنند، دستكم مىتوان گفت كه عدم ارسال هيچگونه خبرى در اين زمينه، از سوى همكار روسى وى، بسيار شگفتانگيز است.»
«چند وقت پيش، از طريق تلگرامى روشن و واضح، به معاون كنسول اطلاع داده شد كه عدهاى سرباز به سفارت روسيه اعزام گرديدهاند و او (كنسول بريتانيا) بايد به سفارت روسيه برود تا دستورات مربوط به سياستى كه بايد تعقيب گردد را دريافت كند!»
«مليّون اينجا تصميم دارند تقاضاى ديگرى را براى دولتهاى مختلف اروپايى ارسال كنند. آنان از دريافت پاسخ نااميد هستند، زيرا تاكنون هيچگونه پاسخى از سر لطف براى آنها ارسال نگرديده است. معهذا، من مثل آن بيوه و قاضى ظالم را متذكر شدم. فقط در صورتى مىتوان آنها را از نااميدى رهانيد كه حتما به خواستههاى آنها گوش فراداده شود.»
«آنها در ارسال تلگرام با دشواريهاى عظيمى مواجهند زيرا تلگرافخانه تهران هنوز در اختيار «دولت» قرار دارد[١].»
«يكى از انگليسيان به من گفت «آيا تايمز نمىتوانست وادار به نوشتن «حقايق» در مورد وضعيت اوضاع در ايران شود؟» من چنين كردهام، امّا نمىدانم كه حاصلى خواهد داشت يا خير.»
«بين افراد انگليسى كه ايرانيان را «مىشناسند»، هيچگونه اختلاف عقيدهاى وجود ندارد. آيا نمىتوان عقيده عمومى در انگلستان را برانگيخت، يا شايد انگلستان هنوز آنچنان دچار ترس از آلمان است كه بايد به معامله با حكومتى آنچنان وحشتناك چون روسيه تن به معامله دهد؟»
«آيا پوزشهاى مرا براى نوشتن اين نامه پذيرفته و مرا خواهيد بخشيد؟ اگر نمىدانستم كه اين اقدام از سر حسننيت است، جرأت نمىكردم كه مزاحم شما شوم.»
همين خبرنگار، در نامه دوم خود كه دو روز بعد از بندر انزلى ارسال گرديده است، چنين
[١] - منظور از« دولت»، طرفداران محمد على شاه است كه اكنون از سلطنت خلع گرديده است.