انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ٢٣٦
روشنگرانه از مشاهدات و انديشههايش را در «لازى فرانسز»(L'Asie Francaise) ، مورخ ژانويه و فوريه ١٩٠٩، به چاپ رساند[١]. شاهد سوم آقاى دبليو. ر. مور بود كه به عنوان خبرنگار مقيم ديلى نيوز، ديلى كرونيكل، و منچستر گاردين، در ژانويه ١٩٠٩ به آنجا رفت و تا پايان محاصره، در آوريل ١٩٠٩، در آنجا باقى ماند. از آنجا كه زمان كوتاهى پس از ورود وى به تبريز محاصره اين شهر كامل شد، تعداد معدودى از نامههاى وى به مقصد رسيد. امّا طى سه ماهى كه در آنجا اقامت داشت، گزارشاتى را آماده كرد كه همراه با حدود ٣٠ تلگرام، كه برخى از آنها بهطور قابلتوجهى طولانى هستند، ارائه شد. اين گزارشات و تلگرامها يك منبع باارزش اطلاعاتى را تشكيل دادند. اوّلين مقاله وى در شماره ٢١ ژانويه و آخرين آنها در شماره ٢٢ آوريل درج گرديد.
در مبارزه تبريز سه مرحله متمايز وجود داشت: مرحله اوّل، دوره كوتاهى از مبارزات خيابانى بود كه در آن مشروطهخواهان، تحت رهبرى ستار خان و باقر خان، فقط يك يا دوتا از ٣٠ محلّه تبريز را در اختيار داشتند كه برجستهترين آنها محله «اميرخيز» واقع در كنار رودخانه «آجى چاى» در شمالغربى شهر بود. طى اين دوره، اگر دلاورى ستارخان نبود سلطنتطلبان به يك پيروزى كامل و سريع دست مىيافتند. دوره دوم هنگامى بود كه سلطنتطلبان، كه از تمام يا بخش عظيم شهر اخراج شده بودند، هنوز قادر به مسدود كردن جادههاى منتهى به تبريز و جلوگيرى از عبور غذا و نامه نبودند. راه جلفا به مرز روسيه بيش از بقيه راهها باز باقى ماند و هنگامى كه آقاى مور در نيمه دوم ژانويه ١٩٠٩ از آن عبور كرد، اين جاده هنوز در دست افراد ستار خان بود. امّا سرانجام در سوم فوريه، هنگامى كه محاصره شهر كامل شد، اين جاده هم بسته شد. دوره سوم، دوره محاصره بود كه طى آخرين روزهاى آن قحطى به مردم بدبخت اين شهر رو نشان داد و بسيارى از ايشان از گرسنگى مردند. آخرين حمله نوميدانه محاصرهشدگان به محاصرهكنندگان در ٢٢ آوريل صورت گرفت و ٤ يا ٥ روز بعد سربازان روسى، تحت فرماندهى ژنرال زنارسكى، جاده جلفا را باز و براى تبريز غذا آورده محاصره را برداشتند.
جنگ در تبريز در همان روز وقوع كودتا آغاز گرديد. روز قبل از آن- ٢٢ ژوئن ١٩٠٨ مجتهد تبريز، حاجى ميرزا حسن، امامجمعه ميرزا عبد الكريم، مير هاشم، و چند روحانى مرتجع ديگر تلگرافى به شاه ارسال و مشروطيت را نكوهش كرده، او را به انهدام آن تشويق نمودند. اين اقدام
[١] - صفحات ١٦- ١١ و ٤٦- ٤٤ از شماره اوّل و صفحات ٦٩- ٦٦ و ٨٧- ٨٤ از شماره دوم، كاپيتان آنجينيو از تبريز به تهران رفت و در ٦ نوامبر ١٩٠٨ شهر اخير را به قصد اروپا ترك كرد.