انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ٢٨٦
كافى است، امّا ترديدى نيست كه در سراسر ماجرا آنها در توافق كامل با يكديگر و با مراكز مليّون مختلف در خارج از ايران عمل نمودند و احتمال دارد كه بىاعتمادى آنها نسبت به روسيه، در اين موقع بحرانى، با شكاياتى كه تلگرافى از تبريز، در حوالى روز ١٥ مه، در رابطه با اقدام خودسرانه روسها در اين شهر مىرسيد[١]، و به سبب شايعات مستمر در مورد اعطاى يك وام روسى به شاه[٢]، و نيز تهديد تازهاى از سوى روسيه مبنى بر اشغال جاده آستارا- اردبيل- ظاهرا جهت يك پيروزى كسب شده توسط سربازان سپهدار بر نيروهاى رشيد الملك حاكم اردبيل-، افزايش يافته باشد[٣].
در ١٢ مه، خبرنگار ايرانى روزنامه تايمز كه به قزوين رفته بود تا شخصا در مورد نيروها و مقاصد مليّون قضاوت كند، به تهران بازگشت و به همكار انگليسى خود «حضور يك عده عظيم از افراد پيروز و مصمم، كه هدف خود را پيشروى به سوى تهران، در ظرف چند روز، اعلام مىدارند.» گزارش داد. «آنها كاملا مسلح و آماده و داراى پول بسيار هستند. فرمانده آنها، و فرمانده دوم آنها كه يك فرد افغانى است، اكنون در قزوين هستند و همهچيز بر احتمال يك اقدام نزديك دلالت دارد.
بختياريها، كه در اصفهان گرد آمده و تعدادشان ٣ هزار تن مىباشد، نيز قصد خود مبنى بر پيشروى به سوى تهران را اعلام داشتهاند[٤].»
در ١٧ مه، به گزارش خبرنگار رويتر، سپهدار خواستههاى مليّون را تنظيم نمود، كه مهمترين اين خواستهها بشرح ذيل مىباشند:
١. تخليه قلمرو ايران از سربازان خارجى.
٢. صدور دستخط همايونى كه صريحا اعلام كند شاه مشروطيت گذشته را به تمامى اعاده نموده است، يعنى قانون اساسى اصلى، مورخ ٣٠ دسامبر ١٩٠٦، مشتمل بر ٥١ ماده به همراه قانون متمم ٧ اكتبر، كه مشتمل بر ١٠٧ ماده بود.
٣. خلع سلاح سربازان غيرمنظم شاه.
٤. بركنارى امير بهادر جنگ، مشير السلطنه و ديگر مرتجعين برجسته از دربار سلطنت.
خبرنگار رويتر مىافزايد: «اين خواستهها كلا غيرمنطقى تلقى نمىشوند. اگرچه ترتيب اجابت
[١] - بهويژه خلعسلاح كردن داوطلبان مليّون و انهدام سنگرها، مراجعه شود صفحات قبلى همين كتاب.
[٢] - رجوع شود به تايمز، مورخ ٢٤ مه.
[٣] - نگاه كنيد به« گلوب» مورخ ١٧ مه و تايمز مورخ ١٨ مه.
[٤] - تايمز، مورخ ١٤ مه.