انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ٢٥٣
وى و همراهانش پناه داد[١]، معمايى است كه هنوز نتوانستهام آن را حل كنم. به مدد افراد شجاع و سختكوش ايل بختيارى، به رهبرى ضرغام السلطنه، بود كه اصفهانيها توانستند خود را از شر حاكم مستبد رها و تا ٥ ژانويه شخص صمصام السلطنه با ١٠٠٠ تن از بختياريها اختيار شهر را در دست گرفته و از شركتهاى خارجى محافظت نموده و نظم را برقرار سازد، در حاليكه شهر آرام شده و سربازان شاه- كه منبع اصلى و اوليّه بىنظمى بودند- كاملا پراكنده شده بودند[٢]. شاه تحميق شده توصيه نمايندگان انگليسى و روسيه، جهت انتصاب صمصام السلطنه به عنوان حاكم اصفهان، را رد كرد و به حيله مشخص تلاش براى كاشتن بذر نفاق در ميان رؤساى بختيارى متوسل شد، امّا موفقيتى حاصل ننمود[٣]. صمصام السلطنه، با نيرومندى و خبرگى، به تلاش خود ادامه داد. در ٨ ژانويه، وى با پذيرفتن خطر عقب كشيدن سربازان خود و سپردن شهر به دست الطاف شاه و سربازانش، به اصفهانيها دستور داد در ظرف سه روز نمايندگان را براى مجلس مشروطه محلى انتخاب نمايند[٤]. و سه روز بعد آقاى گراهام گزارش داد، كه نظم، به مطلوبترين نحو، در اصفهان حفظ و در روز يكشنبه يك اجتماع عمومى، جهت انجام انتخابات، برگزار گشته است[٥]. اين رئيس بختيارى همچنين پيامى براى فرمانفرما، حاكم جديد منصوب از طرف شاه، ارسال داشت. اين پيام به عنوان «يك اعتراف صريح مبنى بر حمايت وى از آرمان ناسيوناليسم» توصيف گرديد[٦].
اين تحول جديد و غيرمنتظره در اوضاع، كه با سفر سردار اسعد، برادر بزرگتر صمصام السلطنه، كه حال به عنوان قهرمان ملّى شهره بود، به پاريس و لندن بر مشاورههايى بين وى و هموطنانش در اروپا بىارتباط نبود، در ظاهر اصلا خوشايند حكومت روسيه قرار نگرفت و در ٩ ژانويه آقاى ايزولسكى اظهار عقيده كرد «كه بايد جهت جلوگيرى از برقرارى حكومتهاى مستقل در تبريز و اصفهان كارى انجام شود[٧].» سر ادوارد گرى، در ١٣ ژانويه، با متانت قابلتحسين بدان پاسخ داد كه «حكومت اعليحضرت مخاف هرگونه دخالت، در رابطه با اوضاع تبريز يا اصفهان مىباشند» و «در
[١] - همان مرجع، ص ١٦ شماره ٣١ و ص ص ٧- ٤٦ شماره ٧٨.
[٢] - همان مرجع، ص ١٨، شماره ٣٥.
[٣] - همان مرجع، ص ص ١٩- ١٨، شمارههاى ٣٥، ٣٧، ٣٩ و ٤٠.
[٤] - همان مرجع، ص ٢٠ شماره ٤٣.
[٥] - همان مرجع، ص ٢٢ شماره ٤٩.
[٦] - همان مرجع، ص ٢١، شماره ٤٥.
[٧] - كتاب آبى[ كد ٤٧٣٣]، ص ٢٠، شماره ٤٤.