انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ٢٥٤
عين حاليكه هرگونه پيشنهاد صادره از سوى حكومت روسيه با دقت تمام، توسط حكومت اعليحضرت، مورد بررسى قرار خواهد گرفت، ايشان معتقدند كه دادن پول به شاه، در شرايط فعلى، بدتر از بيفايده خواهد بود و مفهوم دخالت در امور داخلى ايران را خواهد داشت.» زيرا «احتمال دارد چنين پولى جهت سركوب نهضت ملّى طرفدار مشروطيت به كار گرفته شود» و «پس از مصرف شدن اين پول، وضعيت به همان بدى هميشه خواهد بود، اگر بدتر نشده باشد[١].» مليّون با آگاهى از اين مسئله كه روسيه مجددا درصدد اعطاى يك وام- اكنون ميزان وام ٢٠٠ هزار پوند[٢]- به شاه است، به نمايندگان خارجى[٣] شديدا اعتراض خود را تسليم و اعتراضنامههاى مشابهى نيز براى مطبوعات اروپايى ارسال داشتند.
رشت هم به زودى از الگوى اصفهان پيروى كرد و در ٨ فوريه ١٩٠٩ مليّون به عمارت حكمران حمله و در حاليكه سربازانش در كنسولگرى روسيه پناه گرفته بودند او را به قتل رساندند[٤]. سپهدار اعظم، كه چند ماه قبل فرماندهى سربازان شاه در برابر تبريز را بر عهده داشت، اكنون به مليّون پيوسته و در رأس آنها قرار گرفته و يك حكومت موقت تشكيل داد و هيأتى را به لنگرود اعزام كرد تا يك مجلس محلى در آنجا تشكيل دهند[٥]. چند روز بعد، شاهزاده شعاع السلطنه، برادر شاه، از اروپا وارد رشت شد و در آنجا مليّون وى را مجبور كردند ١٠٠٠ دلار به آنها كمك مالى كند و آنگاه اجازه داده شد راه خود را به تهران ادامه دهد[٦].
بدين ترتيب، قبل از شروع مارس ١٩٠٩، چهار مركز بزرگ ملّىگرا در تبريز، رشت، اصفهان و لار، در شمالغربى، شمال، مركز و جنوب ايران وجود داشت كه تا آنجا كه مشكلات ارتباطات اجازه مىداد، كموبيش در هماهنگى با يكديگر عمل مىكردند و در اين نقاط كاملا برخلاف آن مناطقى كه دچار فتور گشته اقتدار شاه حاكم شده بود، نظم شايسته و امنيت جاده و مال توسط حكومتهاى موقت تضمين گرديده بود. معهذا، دو ابر تيره در افق پديدار گشت. از يكسو روسها شروع به اعزام
[١] - كتاب سفيد، ص ٢٢، شماره ٥٢.
[٢] - همان مرجع، ص ص ٣٤ و ٤١، بخش ضميمه شماره ٦٣.
[٣] - همان مرجع، ص ٤٢، شماره ٦٦. ص ٤٥، شماره ٧٥، ص ص ٩- ٥٨، شماره ١٠٩ و ضميمه.
[٤] - همان مرجع، ص ٤٤، شمارههاى ٧٢ و ٧٣، بخش ضميمه شماره ١٠٨. در مورد رهبران مليّون رشت، معز السلطنه و كريم خان، در زيرنويسهاى بعدى مطلبى گفته خواهد شد.
[٥] - همان مرجع، ص ٥٠، بخش ضميمه شماره ٨١، و ص ٥٧، شماره ١٠٨.
[٦] - كتاب سفيد،[ كد ٧٣٣٣] ص ص ٥٢ و ٥٥، شمارههاى ٨٧ و ٩٦.