انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ١٥١
عصرى، وجود داشته باشد، اين دو جناح روىهمرفته در نهضت مشروطيت با يكديگر همكارى كرده و موفقيت اين نهضت هم مرهون همين بود. دموكراتها نمىتوانند از نفوذ روحانيت صرفنظر كنند و همواره مراقب هستند كه بر اين واقعيت تأكيد ورزند كه اسلام حقيقى دموكراتيك بوده و اهداف آنها ملهم و مطابق با دين اسلام است. از سوى ديگر، روحانيت هم، با تمام قدرتش، مىداند كه تنها با حركت در جهت مردم مىتواند اين اقتدار را حفظ كند و مخالفت با احساسات مردم بهطور جدى به اينقدرت آسيب رسانيده يا حتى آن را كاملا از بين خواهد برد. بنابراين، اين دو جناح، علىرغم تضاد هر از چندى منافع و مواضعشان، مجبورند هواى يكديگر را داشته باشند.
شاه و درباريان خواهان چيزى غير از اعاده حكومت استبدادى و فساد گذشته نبوده و براى نيل به اين هدف آماده تسليم شدن، يا حتى فراهم ساختن وسيله دخالت بيگانه بودند. محمد على شاه، به رغم سوگندهاى فراوانى كه در وفادارى به مشروطيت ادا كرده بود، خصومتش نسبت به مجلس ملّى مرگبار و ناگفتنى بود و طى مدت كوتاه سلطنتش اين خصومت به صد شيوه بروز كرد. توطئهاى كه در آن رحيم خان وسيله بود، قبلا مورد بحث قرار گرفت. در پس آن، دسيسهاى ديگر به مورد اجرا گذاشته شد كه شيخ فضل اللّه، يكى از رهبران روحانى، به عنوان عامل اجرا گزيده شد. آن روحانى آگاه، كه مسلم به سبب حسادت به همكاران خود تحريك شده و احتمالا از سوى دربار به وى رشوه داده شده بود، تقريبا در پايان ماه ژوئن يا اوايل ژوئيه به صحن مطهر شاه عبد العظيم رفت و يك سرى تبليغات ارتجاعى را آغازيد و رهبران مردم را به مثابه ملحد، بابى و امثالهم تكفير كرد. در ٣ ژوئيه، «معصوميت» او، با حمله وحشيانه و بيرحمانه به فردى به نام ميرزا ابراهيم خان، كه منشى سابق سفارت فرانسه در تهران بود و جهت ملاقات دوستى كه از جنوب رسيده بود از خانه خارج گشته بود، برملا گرديد. با اين فرد به شدت بدرفتارى شد و اگر خوشبختانه برخى اعضاى يكى از انجمنهاى آذربايجانى به نجاتش نشتافته بودند و او را از چنگال آزاردهندگانش نمىرهانيدند، يحتمل به وى آسيب مىرسيد. شيخ فضل اللّه، به همراهى دو سيد يزدى به نامهاى محمد و على كوشيد برخى اسناد جعلى را كه على الظاهر از سوى انجمنهاى آذربايجان و قفقاز صادر شده و حاوى عبارات بدعت و كفرآميز بود، منتشر ساخته و شهرت ايشان را خدشهدار كند. وى همچنين نامههايى از سوى رهبران بابى در تأييد و تحسين نمايندگان مختلف و برجسته ملّىگرا جعل كرده بود. عوامل شيخ فضل اللّه موفق شدند در شهرهاى انزلى، تبريز، كرمان و ساير نقاط قيامهايى كموبيش جدى بيآفرينند. سر آخر، فعاليتهاى ارتجاعى وى آنچنان آشكار شد كه حاميان مجلس سيد محمد طباطبايى را واداشتند سند ذيل