انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ١٥٧
تركمانان، بعينه گذشته، يعنى قبل از آنكه روسها قدرتشان را درهم شكسته و قلمرو ايشان را ضميمه روسيه سازند، به جاده تهران- مشهد حمله مىكردند؛ و در ايالات فارس، كرمان و ساير نقاط ناآراميهاى كموبيش جدى حاكم بود. در ٤ نوامبر، محتشم السلطنه تهران را به عزم اروميه ترك گفت. امّا تا ٢٢ دسامبر به آنجا نرسيد و نتوانست تا قبل از ٢٩ دسامبر با طاهر پاشا، فرمانده ترك، وارد مذاكره شود.
در اواخر اكتبر، اقدامات شاه سوءظن عظيمى را موجب آمد و خطابههاى تحريككنندهاى عليه وى در برخى مساجد ايراد گرديد. در همان حال، جريدهاى به نام «روح القدس»، در شماره مورخ ٦ نوامبر خود، مقالهاى آنچنان خشونتآميز و تهديدكننده عليه وى درج نمود كه بلافاصله توقيف شد و اقداماتى عليه سردبير آن صورت گرفت. اين مقاله تحت عنوان «نطق غيبى يا اشاره لاريبى» با اين شعر آغاز مىگشت:
|
«مگر به گوش سليمان ز من رساند باد |
نصيحتى كه در او خير سلطنت باشد |
|
«ما را نه هواى سلطنت است و نه خيال وزارت. در حفظ وطن و حمايت هموطنان به جان بكوشيم و از حرف حق گفتن چشم نپوشيم. ميان رعيت- بنده فرق است. اطاعت شهوات نفسانى بر بنده لازمست نه بر رعيت. زيرا كه رعيت بنده نيست و آزاد است، بلكه با خود شاه هم مساويست. فقط حقوق پاسبانى سلطان را بايد پاداش داشته باشند. درصورتىكه شاه هم به وظيفه شبانى و پاسبانى خود عمل كند.
|
«گوسفند از براى چوپان نيست |
بلكه چوپان براى خدمت اوست.» |
|
سپس نويسنده به بررسى اجمالى تاريخ ايران پرداخته و اسماء و اعمال شاپور ساسانى و ديگر پادشاهان بزرگ ايران را تذكار مىدهد كه در نبردها و فتوحات خود امنيت جان و مال اتباع خويش را در نظر مىگرفتند. به عقيده نويسنده، فساد تأسفبار از زمان ظهور سلسله قاجار آغاز شد. امّا گرچه طى سلطنت فتحعلى شاه و محمد شاه، ١٧٩٧- ١٨٤٨ ميلادى، ايران سرزمينهايى را از دست داد، كشور بهطور نسبى همچنان در رفاه و امنيت بود[١]. نويسنده چنين ادامه مىدهد كه: «دور سلطنت كه به ناصر الدين شاه رسيد، ورق برگشت، ستاره بدبختى ملت طالع شد. جماعت تنپرور پستفطرت
[١] - آغا محمد خان، بنيانگذار سلسله قاجاريه در ١٧٩٥ ميلادى به نبرد عليه گرجستان مبادرت و تفليس را به تصرف آورد. قراردادهاى موهن گلستان- ١٢ اكتبر ١٨٣١- و تركمانچاى- ٢١ فوريه ١٨٢٨- كه ايران به اجبار با روسيه منعقد كرد، هردو در سلطنت فتحعلى شاه، ١٨٣٤- ١٧٩٧، انعقاد يافتند.