انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ٢٠٥
در سنپترزبورگ، در مورد وى چنين نوشت: «از بخت خوش بود كه من او را بسيار ملاقات كرده و تصادفا به اندازه كافى فارسى مىدانستم كه مستقل از پانوف با وى صحبت كنم، در غيراينصورت ممكن بود، متأسفانه، به ترديد بسيار دچار شوم. چهارشنبه گذشته- ١٠ فوريه- بيانيهاى در روزنامههاى اينجا منتشر گرديد بدينمضمون كه تحقيقات انجام شده در نجف نشان دادند كه هيچ مجتهدى به نام ميرزا على را در آنجا نمىشناسند و تنها شخصى كه به اين نام شناخته مىشود، يك تبعه روسى و طلبهاى از اهالى لنكران است و استنباط آن است كه فردى كه در آنجاست يك شياد مىباشد. بعدا من كشف كردم كه فردى اين نظرات را در ميان كادتها- دموكراتهاى مشروطهطلب- كه با ايران همدردى مىنمايند منتشر ساخته است و سپس دريافتم كه اين شخص آقاى ... مىباشد كه شما او را مىشناسيد. در رابطه، با ميرزا شيخ على، وى پس از صحبتهاى پراكنده بسيار گفت:
١- كنسول روسيه در نجف مىگويد كه چنين شخصى وجود ندارد. ٢- فرزند ميرزا در سفارت روسيه در تهران، كه حال سرگرم تحصيل در مسكو است و تمامى مجتهدان ايران را به نام مىشناسد، پس از خواندن مطلب مربوط به ميرزا على در روزنامهها اعلام داشت كه چنين مجتهدى وجود ندارد؛ ٣- مترجم سفارت تهران، باتيوشكف(Batyushkoff) - بارانوفسكى فقط يك جانشين موقت است-، به ملاقات ميرزا على رفت و دريافت كه وى قادر به تكلم فارسى نيست و فقط عربى مىداند و توسط پانوف مورد اهانت قرار گرفت. بر اين اساس وى اعلام داشت كه ميرزا على يك شياد است. در مورد ماجراى باتيوشكف كه من تصادفا ... شاهد آن بودم، كمترين چيزى كه مىتوان گفت آنست كه پانوف مسلما رفتارى عجيب با باتيوشكف داشت. اين هم عجيب بود كه ميرزا على از صحبت كردن به فارسى امتناع ورزيد، اما شايد پانوف، از ترس جاسوسان، به وى گفته بود كه چنين كارى نكند. در اين مورد كه ميرزا على يك ايرانى است، من كاملا مطمئن هستم. ابتدا من سعى كردم با وى تركى صحبت كنم اما او به زبانى بسيار ناقص جواب داد و من فكر نمىكنم كه او صرفا تظاهر مىكرد. بهعلاوه، معتقدم كه وى شخصى جدا باهوش و بافرهنگ بهنظر مىآمد. من پيرامون بسيارى چيزها با وى صحبت كردم و او همواره آماده بود كه به من اطلاعات روشنى ارائه دهد. من نمىتوانم به خاطر بياورم كه آيا او عملا به من گفت كه يك مجتهد مىباشد يا خير. در مورد نجف چيزهاى بسيارى به من گفت: در رابطه با آقايان- يعنى مجتهدين بزرگ- وى گفت كه فقط چهار يا پنج مجتهد بزرگ وجود دارند- مانند ملا كاظم خراسانى و چند تاى ديگر- و اينكه او فقط يك «فرد» است. وى هم چنين گفت كه وى در مدرسهاى در نجف زبان عربى تدريس مىكرد. وى گفت كه زادگاهش اصفهان