انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ٢٩٥
به وى در سفارت خود، حمايت خواهد كرد[١].
٧ ژوئيه، زمان متاركه جنگ سپرى شد، و در اين تاريخ هردو سفارتخانه تصميم گرفته بودند كه ديگر هيچ ارتباطى با رهبران مليّون برقرار نسازند، و «سربازان سلطنتطلب (در تهران) با اعزام يكصد تن از اوباش تقويت شده بودند و اين اوباش در حال حمل اسلحه در خيابانها گشت مىزدند» در حاليكه «يك گردان از سربازان در ميدان مركزى شهر اردو زده بودند.» خبرنگار تايمز هم با قزاقهاى مستقر در شاهآباد و هم مليّون مستقر در كرج ملاقات و با سپهدار، كه آنقدر ساده نبود كه طرحهاى خود را براى فردى آنچنان مخالف فاش كند و بنابراين طرف صحبت خود را در اين احساس باقى گذارد كه هيچ تصميمى گرفته نشده است، مصاحبه كرد. خبرنگار مورد بحث چنين نتيجه گرفته بود كه «پياده شدن سربازان روسى تمامى شانسهاى موافق را از انقلابيون سلب نموده و در حاليكه افراد بهطور خودسرانه و احمقانه در مورد اهداف خود صحبت مىكنند، بهنظر مىرسد كه انقلابيون به عنوان يك ركن واحد تشخيص دادهاند كه بازى تمام است[٢].» تلگرامى از سوى خبرنگار تايمز در سن پترزبورگ در همان تاريخ، انسان را به اين ترديد رهنمون مىشود كه انتقال پيامها از تهران به آن شهر به طريقى موقت قطع گرديده است.
در ٨ ژوئيه، به گفته خبرنگار رويتر در تهران، بختياريها در فاصله ١٠ مايلى كرج قرار داشتند و انتظار مىرفت كه در آنروز به متحدين خود بپيوندند. كنسولهاى بريتانيا و روسيه در اصفهان، تلاش ديگرى جهت منصرف ساختن صمصام السلطنه از اعزام نيروهاى تقويتى وعده داده شده بختياريها براى برادرش، سردار اسعد، به عمل آوردند؛ و شاه كه اعتماد بنفساش ضعيف گشته بود با شنيدن خبر ورود نيروهاى روسيه به انزلى[٣]، دل و جرأت خود را بازيافت. تلگراف ذيل توسط يكى از عوامل شركت شهرى مشهورى در تهران ارسال گرديد و توسط آقاى اچ. اف. بىلينچ جهت انتشار براى روزنامه تايمز[٤] ارسال شد:-
«٣ هزار سرباز روسى در انزلى، به قصد تهران، پياده شدند، ظاهرا جهت حفظ نظم، امّا اوضاع آرام است و در رابطه با اروپائيان هيچ خطرى وجود ندارد.»
[١] - تلگراف رويتر از تهران، مورخ ٧ ژوئيه.
[٢] - تايمز، ٨ ژوئيه.
[٣] - مورنينگ پست، ٩ ژوئيه.
[٤] - شماره ١٠ ژوئيه.