انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ٢٨٩
ابراز داشت[١].»
حال، بالاخره بختياريها شروع به حركت كردند. طى چند روز قبل از ١٦ ژوئن آنها مجددا در اصفهان گرد آمده بودند و در آنروز رهبر آنها، سردار اسعد، «علنا اظهار داشت قصد دارد، براى تضمين اجراى برنامه مشروطيت، به سوى تهران پيشروى كند.» روز بعد چهار تن از خانهاى برجسته، در معيت ٨٠٠ تن از افراد، شروع به پيشروى به سوى شمال كردند؛ اقدامى كه خبرنگار تايمز آن را «نابخشودنى» توصيف نمود. وى چهار روز بعد با لحنى تلخ نوشت: «پس از ششماه بلوف زدن و مأيوس ساختن شديد مليّون، اكنون تصور مىرود كه آنها- بختياريها- در لحظهاى كه همهچيز حكايت از برقرارى مجدد و نزديك رژيم مشروطه دارد، به سوى تهران پيشروى نمايند. احتمالا اين اقدام تلاشى ديررس جهت «حفظ آبرو» نزد مليّون مىباشد، امّا نبايد اين مسئله را ناديده گرفت كه اقدام بختياريها موجب بهت و حيرت فراوان دربار گرديده است. زيرا تاكنون دربار هيچ دركى از مقاصد بختياريها نداشت. از سفارت روسيه تقاضاهاى خشمگينانهاى جهت دريافت پول، براى سازمان دادن مقاومت، مىشود، امّا روسها از دادن هرگونه مساعده در زمينه مخارج عمليات نظامى خوددارى مىورزند[٢].»
در ٢٣ ژوئن، گزارش شد طلايهداران سپاه بختيارى در قم هستند، كه در ٨٠ مايلى جنوب تهران واقع است، در حاليكه قزوين نيز مجددا توسط شمار عظيمى از افراد سپهدار اشغال گرديد و اين دو نيرو «در ارتباط روزانه با يكديگر بودند و هدف خود، يعنى حركت همزمان به سوى پايتخت را، اعلام داشتند[٣].» فورا به كنسولهاى بريتانيا و روسيه در اصفهان دستور داده شد كه در اسرع وقت به دنبال نيروهاى بختيارى رفته و «مشتركا به رهبران آن تأكيد كنند كه از پيچيده ساختن اوضاع، كه بهطور رضايتبخشى برقرارى مجدد مشروطيت را نويد مىدهد، خوددارى ورزند[٤].» در همان روز، شاه قانون انتخابات را امضاء نمود، و اين اقدامى بود كه اگر مليّون مىتوانستند به وى اعتماد داشته باشند، مىتوانست تأثير آرامشبخشى داشته باشد؛ در حاليكه در ٢١ ژوئن كاهش اندكى در سربازان روسى مستقر در تبريز به عمل آمد، كه باز اين اقدام نيز مىتوانست آنها را مجددا مطمئن سازد، امّا
[١] - همان مرجع، ١٨ ژوئن.
[٢] - تايمز، مورخ ٢٢ ژوئن.
[٣] - همان مرجع، مورخ ٢٤ ژوئن.
[٤] - همان مرجع، مورخ ٢٥ ژوئن.