انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ٣٥٩
تحت انقياد روسيه درآيد. سايه امپراتورى بزرگ شمال، روزبروز بر سر سرزمين شاهنشاه گستردهتر مىشد. بهنظر مىرسيد هيچچيز نمىتواند ايران را از سرنوشتى مانند «خيوه»، بخارا و خوقند نجات بخشد. جنگ روس و ژاپن، روسيه را از حركت به سوى جنوب بازداشت. ايران نفسى از سر آسودگى كشيد، امّا به زودى خطرى جديد پديدار گشت. هنگامى كه اين عقاب قدرتمند شمالى اجازه داد كه شكار از چنگش رها شود، شير بريتانيا فرصت را مغتنم شمرده و روى ايالاتى كه بدينترتيب از نفوذ روسيه خارج گرديده بود، چنگ انداخت. در مراسم افتتاح مجلس، رئيس آن يك سخنرانى براى نماينده بريتانياى كبير ايراد كرد و طى آن چنين گفت:
«اجازه دهيد تمثيلى را براى شما نقل نمايم. اسبى از تعقيب يك حيوان وحشى مىگريخت. فردى كه از آنجا عبور مىكرد به اسب گفت «اگر مايل باشى من سوار تو خواهم شد و تو را به دنيايى خواهم برد كه هيچ جانور شكارچى نمىتواند بتو دست يابد.» اسب اطاعت كرد و از دست دشمن نجات داده شد، امّا هيهات! سوارى كه او را نجات داده بود از پياده شدن امتناع ورزيد و تا امروز بر پشت وى سوار است. اين آرزوى پرشور تمامى ايران است، و ما از شما تقاضا داريم كه ملت بريتانيا را از اين امر مطلع سازيد كه سوار بايد پياده شود؛
«انگلستان به خوبى آگاه بود كه هنگامى كه وجدان ملى بيدار گردد اين كشور نخواهد توانست مدت طولانى سلطه موقت خود را بر ايران حفظ كند. بهعلاوه اين كشور براى كنترل خود بر هند بيمناك بود و خواستار جلوگيرى از «تمايل به شرق» آلمان قدرتمند، تحرك به سوى آسياى صغير و آسياى مركزى، كه بهطور مسلم پس از تكميل راهآهن بغداد تشديد مىگرديد، بود. بنابراين، توافقنامهاى را با روسيه بامضاء رساند و سهم شير را به كشور اخير داد زيرا قيمومت بر غنىترين و پرجمعيتترين ايالات ايران را به روسيه واگذار نمود و كمترين سهم را براى خود نگاهداشت. با اعطاى بخش عمده ايران، همراه تهران پايتخت كشور، و شهرهاى اصفهان، رشت، تبريز و مشهد يعنى مراكز نهضت آزاديبخش، از طريق ميثاق ٣١ اوت ١٩٠٧، حكومت بريتانيا خائنانه براى هميشه از تمامى وظايف خود در دفاع از نهضت مشروطيت ايران، كه سازمانى برانگيزه و حامى آن بود، دست شست و جناح مشروطهخواه را به حال خود رها ساخت. از نظر كسانى كه جوهره اين قرارداد را مورد بررسى دقيق قرار دادهاند هيچ نكته شگفتآورى در روش بعدى حكومت انگلستان نسبت به مسئله ايران وجود ندارد. از يك سو مجبور بود كه افكار عمومى انگلستان و نمايندگان كميته ويژه در امور ايران را، كه علنا به تجارت بين ايران و انگليس علاقمند بود، در نظر بگيرد. درعينحال تحت