انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ١٦٠
كورمال راهش را در تاريكى زاده هرجومرج، ورشكستگى و آشوب به سوى نور مىگشايد كه با مسرت تمام با ساير ممالك سعادتمند از پرتو اين نور مستفيض گردد. اگر خشم آنان با ديدن هر مدرك تازه از بىايمانى و خصومت بيباكانه پادشاهشان نسبت به آرمانى كه آنچنان نزد ايشان عزيز است فزونى يافته و گهگاه به سوى پارهاى اعمال كشيده مىشوند كه اگرچه از نظر ما تأسفبار است، امّا نمىتوانيم با بىاحتياطى آن را محكوم كنيم، مايه تعجب و شگفتى خواهد بود؟ براى آنكه بتوان منصفانه ايران امروز را مورد قضاوت قرار داد، بايد آن را همانسان قضاوت كرد كه انگلستان تحت سلطنت چارلز اوّل يا فرانسه تحت حكومت لويى شانزدهم را قضاوت مىكنيم؛ امّا انگلستانى بدون كرامول و فرانسهاى بدون دانتون.
همان دوست مكاتبهاى كه اخيرا مذكور افتاد، در نامهاى به تاريخ ٥ دسامبر ١٩٠٧ مىنويسد:
«براى درك اين مقاله روح القدس، بايد بدانيد كه اين نوشتار يك ماه قبل، طى يكى از همان ادوار وحشتناكى كه در سال پيش گهگاه پديدار مىشد و همهچيز بسيار نااميدكننده مىنمود- ناآراميهاى فراگير، شاه در حال دسيسه عليه ملت خود و مردم تحت فشار ناشى از بيم نسبت به خطر نهايى و ديوانه از خشم عليه پادشاهى كه ترجيح مىدهد شاه ملتى دربند بيگانه باشد تا پادشاه مشروطه ملتى آزاد- نگاشته شده است. اين مقاله، چنانكه خواهيد ديد، تهديدى است آشكار عليه شاه و به وى هشدار مىدهد كه سرنوشتى چون عاقبت پدربزرگش و امين السلطان در انتظار اوست، مگر آنكه روش خود را اصلاح كند. اين روزنامه توسط مجلس ملّى توقيف و پرونده، سردبير آن تحت پيگرد قانونى قرار دارد.»
شايد بتوان اين را هم افزود كه همان زمان كه «روح القدس» شاه را تهديد مىكرد، حبل المتين مردم را به تسليح و آمادگى براى ريختن آخرين قطره خون در راه دفاع از كشور فرامىخواند. اين مقالات زنگ خطرى براى سكنه اروپايى ايران به صدا درآورد و آنان اين سخنان را توصيهاى به «جهاد» و مظهرى از «كهنهپرستى» تلقى مىكردند. در حاليكه اگر خود ايشان در شرايط وجود خطر ملّى چنين احساساتى را بروز مىدادند، نام زيباتر «وطنپرستى» را بدان اطلاق مىكردند. به هرصورت، رهبران نهضت بيش از آن نگران رفع هرگونه دستاويز جهت دخالت بيگانه بودند كه بگذارند اروپائيان مقيم ايران به هرصورت مورد مزاحمت قرار گيرند؛ و بنا به عقيده اكثر ناظران صاحب صلاحيت، شاه امنيت شخص خود را مديون همين ملاحظات بود.
در ١٢ نوامبر، شاه رسما از مجلس ديدار و براى چهارمين بار سوگند وفادارى به مشروطيت را ادا