انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ١٢٥
همين تخمين، طى چند روز بعد تعداد آنان به شانزده هزار نفر رسيد؛ گرچه بهنظر مىرسد اين تخمين اندكى اغراقآميز بوده و رقم دوازده يا چهارده هزار تن بيشتر مقرون به حقيقت باشد. سرآخر، در پنجم اوت مطابق چهاردهم جمادى الثانى كه مصادف زادروز شاه بود- مظفر الدين شاه به تمامى خواستههاى «بستنشينان» تن داد و بدينترتيب آنان سفارتخانه را ترك گفتند. تفسير ذيل از اين وقايع توسط شاهدى عينى، همزمان با وقوع اين حوادث در اوت ١٩٠٦، ارائه گرديده است:
من نمىدانم شما از رخدادهاى بزرگى كه در تهران به وقوع پيوسته آگاهيد يا خير. جرايد انگليسى عملا «سرزمين شير و خورشيد» را ناديده گرفته و معمولا اخبار ايران به ستونهاى كوچك و پرت و دورافتاده حواله مىشوند. مطمئن هستم اين وقايع مورد توجه شما خواهند بود و لهذا اين نامه را مىنويسم تا شرحى پيرامون آنچه به وقوع پيوسته به شما ارائه كنم.
«حدود يك ماه قبل- يعنى ژوئيه ١٩٠٦- شايع شد تعدادى از مردم قصد دارند در مقر نمايندگى بريتانيا در اين شهر «بست» بنشينند ... من به آنجا رفته و قريب چهل و چند تن از تجار و روحانيون را در باغ سفارت يافتم ... روز بعد، تعداد آنان بسيار افزايش يافت ... من سه هفته در آنجا ماندم كه مسلم تجربهاى بىنظير بود. شمار «بستيان» سريعا فزونى گرفت. تا آنكه تمامى بازارها بسته و قريب دوازده هزار نفر در باغ سفارت اردو زدند. منظرهاى بىنهايت جالب بود و مطمئن هستم كه شما را شادمان مىساخت ... تصور كنيد همه نقاط باغ با چادرها پوشيده شده و مملو از هزاران تن از مردم تمامى طبقات، از جمله تجار، علما، اصناف و غيره بود كه روزهاى متمادى با شكيبايى سرسختانهاى در آنجا نشسته و مصمم بودند تا كسب خواستههايشان در پناه بيرق بريتانيا باقى بمانند. آنها به نكوترين وجهى از خود حفاظت مىكردند و با توجه به تعدادشان، دردسر اندكى به وجود مىآوردند.
آشپزخانه و ترتيب تغذيه آنان نمونهاى از نظم و ترتيب بود، آنها به سرعت آشپزخانهاى از خشت و گل در پشت اتاق نگهبان ساختند و هرروز صفى از پاتيلها ديده مىشد كه به پختوپز اين گروه اختصاص داشت. غذاها توسط اصناف مختلف داده مىشد و سه ساعت طول مىكشيد تا هروعده غذا تقسيم و تناول شود[١].
«احتمالا اين صحنه در شب از بديعترين صحنهها بود. تقريبا تمامى چادرها يك روضهخوان داشتند. اين چادرها با دايرهاى از شنوندگان و منبر روضهخوان در انتهاى آن، در حاليكه مصائب حسين
[١] - مخارج ايشان با پولى كه تجار و علما گرد آوردند، پرداخت مىشد.