انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ٢٦٤
١٤. كنسول روسيه كتبا به دولت اعلام كرد دو تن از اتباع ايران، عماد الاسلام و انتظام الملك، رسما تحت حمايت وى قرار گرفتهاند و اين اقدام به دليل خويشاوندى آنها با وزيرمختار ايران در سن پترزبورگ، انجام گرفته است كه درخواست كرده بود آنها بدينگونه تحت حمايت قرار گيرند.
اشخاص مورد بحث در معرض هيچ خطرى قرار نداشتند و وزيرمختار ايران انجام چنين درخواستى را انكار كرد.
١٥. وى به همين ترتيب نويد الملك و خانوادهاش را تحت حمايت خود گرفت، و ادعا كرد كه وزير امور خارجه ايران از نماينده روسيه در تهران خواسته است كه چنين حمايتى اعطاء گردد.
سعد الدوله، وزير مورد بحث، در پاسخ به يك پرسش تلگرافى، اظهار داشت كه اين درخواست مدتها قبل، يعنى هنگامى كه جنگ در داخل شهر در جريان بود و شرايط كاملا متفاوت، انجام گرفته است.
١٦. كنسول روسيه درخواست كرد مقامات شهر و رهبران مليّون بايد تمامى همّ خود را در مراقبت و محافظت از روستاهاى «باسمنج» و «نعمت آباد» و فراريان تبريز كه در اين روستاها به سر مىبرند، به كار گيرند، و اين درخواست به اين بهانه انجام گرفت كه بخشى از روستاى اوّل متعلق به يكى از اتباع روسيه بود و منزل ييلاقى و باغ كنسول روسيه در روستاى دوم واقع شده بودند. هيچكس اجازه نداشت كه مسلح وارد اين دو روستا شود، و ساكنان آنها نيز اجازه نداشتند كه اسلحه حمل نمايند.
حاكم شهر مسئول هرگونه نقض اين مقررات قلمداد مىشد.
١٧. كنسول روسيه رسما از حكومت خواستار صورتحساب تمامى انبارها و مهمات موجود در آنها گرديد. پس از ويران ساختن سنگرها و ديگر وسائل دفاعى- كه ذكر آن قبلا در بند ٢ همين شكوائيه رفت-، وى خواستار آن شد كه بداند آيا هنوز سنگرهاى ديگرى باقى مانده است يا خير و نيز اينكه آيا توپ ديگرى وجود دارد يا خير و اگر وجود دارد چند تا از آنها به ارگ منتقل شدهاند.
١٨. روز پنجشنبه ٢٢ ربيع الثانى (- ١٣ مه) سربازان، بدون اطلاع حكومت يا پليس شهر، يا كنسول روسيه، شروع به كشيدن سيمهاى تلفن از اردوگاه خود در پل «آجى» به كنسولگرى روسيه نمودند. طى اين عمليات آنها، به وسيله نردبان، به پشتبامهاى منازل مسلمين رفتند تا ديركهاى تلفن را نصب نمايند و با اين اقدام موجب وحشت زنان و كودكان گرديدند.
١٩. همان روز يك افسر روسى به همراه چند سرباز به قصر وليعهد، كه ادارات دولتى و شمسالعماره در آن واقعاند، رفت و مراقبها را اخراج و درها را قفل كرد. بر اثر شكايت حكومت و سفراى ايالتى، آنها عذرخواهى نموده و گفتند كه فقط براى نگاه كردن به اين قصر به آنجا رفته بودند.