انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ١٩٣
وى مترتب گردد. باوجوداين، احساس هراس و نگرانى عظيمى بر مردم مستولى گرديد و روز بعد حدود يكهزار تن از داوطلبان مسلح در داخل و پيرامون بهارستان گرد آمدند و خواستار آن شدند كه دروازهها بسته، انبارهاى نظامى تصرف و شاه از سلطنت خلع گردد. معهذا، تقىزاده به همراه حاجى ميرزا ابراهيم آقا مدير انجمن مظفرى- كه قرآن در بهارستان و مجاور در ورودى مجلس بود و به عنوان محل ملاقات نمايندگان تمامى انجمنها مورد استفاده قرار مىگرفت- كوشيدند مردم را آرام ساخته و اين داوطلبان را به خلع سلاح و تفرقه متقاعد كنند كه سرانجام در اين تلاش توفيق يافتند و آرامش مجددا برقرار گرديد.
در ٤ ژوئن، شاه پى عضد الملك فرستاد و از طريق وى پيامهاى اطمينانبخشى براى نجبا و اعيان ارسال داشت و خواستار آن شد كه حدود ده دوازده تن از افرادى كه بيش از همه طالب بركنارى شاپشال خان بودند بايد در باغشاه به حضور وى برسند تا اين مسئله را مورد بحث قرار دهند. اعيان مورد بحث، كه شاهزاده جلال الدوله، علاء الدوله، وزير همايون، معتمد خاقان، سردار منصور، معاون الدوله و قائممقام از آن جمله بودند، بسيار طبيعى بود كه به شاه اعتماد نداشتند و نخست از رفتن امتناع كردند. امّا سرانجام در پنج ژوئن به سبب ضمانتهاى عضد الملك متقاعد شدند كه به باغشاه بروند. پس از ورود به باغشاه، گفتگويى با شاه انجام دادند. امّا هنگام ترك محل، چند تن از آنان توسط قزاقها بازداشت شدند. معهذا، معتمد خاقان موفق به فرار شد و با شتاب خود را به مجلس رسانيد تا نمايندگان را از ماوقع آگاه كند. وى شرح داد كه چگونه ابتدا مورد استقبال شاه قرار گرفتند، امّا در پايان بحث، هنگامى كه شاه به اندرون رفت، شيپورى به صدا درآمد و تمامى ايشان، به استثناى وى- كه پشت درختان پنهان شده بود- دستگير شدند. البته، آنچنان كه بعدا معلوم شد، تنها سه تن يعنى شاهزاده جلال الدوله، علاء الدوله و سردار منصور بازداشت و متعاقبا به فيروزكوه تبعيد شده بودند.
مجلس دستاندركار آن شده بود كه مردم را آرام ساخته، لحن مطبوعات، انجمنها و خطباى عمومى را تعديل كند و با شاه به تفاهمى دست يازد و همان روز كميتهاى متشكل از دوازده تن بدين مهم گمارده بود. ورود معتمد خاقان در حوالى غروب، با اخبار تازهاى از خيانت شاه، طبعا موجب آشفتگى و هيجان بىنهايت گرديد و سيد عبد اللّه و سيد محمد فورا، نامهاى به شاه نوشته و خواستار آزادى آن سه تن اسير گرديدند.
روز بعد- ٦ ژوئن- شاه به گردآورى قشون ادامه داده و تمامى تلگرافخانهها را تصرف و تحت مسئوليت مخبر الدوله قرار داد و بدينقرار مجلس از تماس با تمامى ايالات محروم گرديد. وزير اكرم،