انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ٥٠
اختلاف پيدا كرده بود، به انتشار روزنامه فارسى «قانون» در لندن و توزيع آن در شرق مبادرت ورزيد.
نخستين شماره «قانون» در ٢٠ فوريه ١٨٩٠، دومين شماره در ٢٢ مارس، شماره سوم در ٢٠ آوريل، چهارم در ٢٠ مه، پنجم در ١٨ ژوئن و شماره ششم در ١٨ ژوئيه منتشر گرديد. ساير شمارهها- ٧، ٨، ٩ و ١٩- كه من در اختيار دارم[١]، متأسفانه فاقد تاريخند. امّا از آنجا كه لااقل ٤١ شماره از اين نشريه منتشر گرديده، بايد چنين فرض كرد كه انتشار آن تقريبا سه سال و نيم تداوم داشته است. اين نشريه مورد نفرت شديد شاه بود و آندسته ايرانيان بختبرگشته كه معلوم گرديد «قانون» را دريافت داشته يا در اختيار دارند، دستگير و در بسيارى موارد شديدا مجازات شدند. از زمره اين افراد دو تن از دوستان صميمى من بودند كه يكى منشى اسبق هيأت نمايندگى ايران در لندن بود، و ديگرى معلم قديمى من و همكار آقاى آرتور ولاستون(Arthur Wollaston) - حال لقب «سر» دارند- در تدوين دو جلد فرهنگ انگليسى- فارسى، يعنى ميرزا محمد باقر. نامبرده توانست با قرائت پارهاى از اشعار عرفانى و مذهبى «اسلامى- مسيحى» خود، كه نايب السلطنه مىخواست به هرقيمتى خود را از استماع آن وارهاند، از چنگال اين شاهزاده- فرزند ناصر الدين شاه و عموى شاه سابق- بگريزد. امّا، دوست نخستين من متحمل حبسى دشوار و طويل گرديد.
نخستين شماره «قانون»، چنانكه گذشت، در ٢٠ فوريه ١٨٩٠ انتشار يافت. لحن اين نشريه كاملا اسلامى بوده و با ذكر مختصر دعايى به عربى آغاز و با اظهار اميدوارى نسبت به عفو و اغماض خوانندگان در باب اشتباهات احتمالى و تناقضاتى با اسلام كه يحتمل در آن راه يابد، خاتمه مىيافت.
در خلال مطالب بيشترين احترامات نسبت به ناصر الدين شاه، كه از عدالت و ملاطفتش تقدير مىشد، و همچنين روحانيون و مجتهدين ابراز مىگرديد. تأكيد عمده متوجه هرجومرج و فساد مسلط بر ايران بود كه در مرتبه اوّل ناشى از عدم وجود قانون و در ثانى معلول سوء اعمال صدراعظم امين السلطان بود كه «قاطرچىزاده» اش ناميده و در سراسر جريده هدف ويژه ناسزاها قرار داشت. در مقاله سردبير آمده بود كه «در ابتدا بايد خيلى ملايم نوشت.» امّا، تا آنجا كه به امين السلطان مربوط مىشد، ميزان اين «ملايمت» را مىتوان از عبارات ذيل قضاوت نمود:
«وزير اعظم به محض ديدن جريده قانون، از جاى خود نيم ذرع خواهد جست، كلاهش را به زمين خواهد زد، يقهاش را پاره خواهد كرد و پس از تغيّرات زنانه خواهد دويد پيش سفرا و دست و
[١] - از زمان نگارش كتاب حاضر، به لطف بيوه پرنس ملكم خان، تقريبا يكدوره كامل از ٤١ شماره اين نشريه را دريافت داشتهام.