انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ١٥
كس را نمىفريبند، منحصر به ايران نيستند: ما هم مىگوئيم «خانه نيستيم»، هنگامى كه در خانهايم، و در رد دعوتهايى كه قبول آنها هيچ جذبهاى برايمان ندارد، ابراز تأسف مىكنيم كه به اجبار چنين كردهايم. اين مسئله كه ايرانيان به هيچ روى عارى از شجاعت نيستند، حتى مورد اذعان كسانى است كه ايشان را به لحاظ پارهاى جنبههاى ديگر به شدت مورد انتقاد قرار دادهاند. آر. جى. واتسن(R .G .Watson) - تاريخ ايران در ... قرن نوزدهم. ص ١٠- مىگويد كه «آنها شجاعانه و به سرعت تمام بر بدترين زمينها و لبه مخوفترين پرتگاهها اسب مىتازند» و «با ترس زائيده ضعف اعصاب كاملا بيگانهاند» و «آنزمان كه شجاعت خود را از كف مىدهند، كه اغلب چنين است، اين ناتوانى را بايد معلول عوامل روانى برشمرد.» همو سربازان ايرانى را چنين توصيف مىكند- [همان كتاب] ص ٢٤- كه «به نحوى شايان دلير، شكيبا و پايدارند كه بهندرت محتاج هرنوع اسباب و وسائل بوده و در حاليكه تنها با نان و پياز سر مىكنند، روزهاى متوالى قادرند روزانه سى ميل راه طى كنند.» در جايى ديگر نيز- ص ٢٠٠- مىگويد: «با اطمينان مىتوان گفت كه هيچ گروهى در جهان آنچنان قادر به تحمل مداوم خستگى نيست كه سربازان كهنهكار ايران.» ايضا- ص ٢١٨-، در گفتار پيرامون شكست ايرانيان از روسها در نبرد گنجه به سال ١٨٢٦، مىآورد: «اگر شاه مىتوانست اين واقعيت را بپذيرد كه در اتباع دلير و منقادش مادّه نخستين تشكيل ارتشى موجود است كه، به شرط تمرين مناسب نظامى، قادر است هرزمان به دفاع از سرزمينهايش در برابر مهاجمان برخيزد، مىتوانست در قبال درس از بليه گنجه بهايى نازلتر بپردازد.» وى همچنين- ص ٢٨٣- به توصيف «يك راهپيمايى اجبارى» در ١٨٣٥ مىپردازد «كه انجامش تنها از توان سربازان ايرانى ساخته بود كه مسافتى هشتاد مايلى را در كمتر از سى دقيقه پيمودند.» و ديگربار- ص ٣٨٧- مىگويد كه «سربازان ايرانى بىچونوچرا دليرترين، پايدارترين و شكيباترين سربازان جهان هستند» و مىافزايد كه «اگر دولت اميرنظام- ميرزا تقى خان- مىپائيد، شاه ايران ارتشى صد هزار نفرى را صاحب مىشد كه بهطور منظم آموزش ديده و تجهيز مىشدند.» و در وصف نبرد عمره- ٢٦ مارس ١٨٥٧، كه طى آن ايرانيان از انگليس شكست خوردند، مىگويد- ص ٤٥١-: «توپخانه و سربازان ايران در حد توان خود و تا آنجا كه از آنان مىتوان توقع داشت خوب عمل كردند. ايشان به خوبى از سلاح خود استفاده كرده و از كار و تلاش سرسختانه تن نزدند.»
امّا بين سربازان اجبارى سلطانى مستبد نبايد در پى برترين سطح نمود شجاعت ايرانى باشيم. اين شجاعت را آنگاه مىتوان يافت كه ايرانى با تعلق خاطر به يك فرد، عقيده يا آرمان برانگيخته شود و