انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ١٣٦
عليه سيدى بسيار شرور و بدجنس و مزدور به نام «مير هاشم»[١] بود كه سرانجام به همراه امامجمعه ارتجاعى و خودكامه تبريز نفى بلد گرديد. دومين شورش، كه قريب ٥ نوامبر روى داد، ناشى بود از تلاش وليعهد جهت انحلال انجمن نظّاره بلافاصله پس از اتمام انتخابات كه مردم در برابر آن با سرسختى و موفقيت ايستادند. در اوايل اكتبر هم ناآراميهايى در شهرهاى رشت، شيراز، اصفهان و زنجان به هم رسيد كه در اين بلاد كنسولگريهاى بريتانيا و در دو شهر آخر تلگرافخانه محل بستنشينى سركوفتگان گرديد. در واقع، اكنون محبوبيت بريتانيا بين مردم ايران در اوج بود و مردم بهطور غريزى براى كسب كمك، حمايت و مشورت به نمايندگان اين دولت رجوع مىكردند.
نمايندگان ايالات، چنانكه آمد، به تأنى وارد تهران شدند. نخستين ايشان وكيل الرعايا از همدان و دومى سيد حسن تقىزاده بود كه به فاصله كوتاهى پس از ورود به تهران انتخاب و در پى آن اعتبارنامهاش به مركز ارسال گرديد. مجلس ملّى طى سه هفته نخست موجوديتش، در بنايى به نام «عمارت خورشيد» تشكيل جلسه داد. اما بعدها به بهارستان، كه مسجد جنب آن در اصل به سال ١٢٨٧ قمرى، برابر ١٨٧٠ ميلادى توسط ميرزا محمد حسين خان مشير الدوله ساخته شده و پس از مرگ اين دولتمرد از سوى ناصر الدين شاه ضبط گرديده بود، نقل مكان كرد. بازگشت تبعيديان سياسى چون سعد الدوله از يزد و ميرزا آقا اصفهانى، حاج ميرزا حسن رشديه و مجد الاسلام از كلات نادرى خواسته شد. اين خواستهها اجابت گرديد و سعد الدوله، كه غيابا انتخاب شده بود، با پيروزى به تهران وارد شده و طى مدت كوتاهى كرسى خود را در مجلس اشغال كرد. تا اينزمان، مجلس با آرامش عمل كرده بود. امّا وى باب نظرات و سخنان افراطى را گشوده و اپوزيسيونى سازمانيافته را پى افكند.
در اين دوره، مسائلى كه عمدتا توجه مجلس را به خود جلب كرده بودند، يكى مسئله قانون اساسى بود و ديگرى تأسيس بانك ملّى. پيش از پايان اكتبر، قانون اساسى آماده توشيح شاه بود. امّا وى تغييرات جزئى عديدهاى را در آن خواستار بود و همين تأخير امضاء آن را موجب آمد، به گونهاى كه سرانجام در ٣٠ دسامبر ١٩٠٦، يعنى تنها پنج روز قبل از وفاتش، آن قانون را توشيح نمود. آن متن به امضاى محمد على ميرزا وليعهد هم، كه دو يا سه هفته قبل از تبريز به تهران آمده بود، رسيد. متن اين قانون هم سومين سندى است كه به كتاب حاضر منضم گرديده است.
[١] - پس از فتح تهران توسط ملّيون، در ١٩ اوت ١٩٠٦ دستگير و به دار آويخته شد.