انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ٢٤٩
تلگرافا، حكم بر حرمت نمودند، در اينصورت، ما هم از اين خيال بالمره منصرف و ديگر عنوان همچو مجلس نخواهد شد[١].»
پس از اين اعلاميه، مجتهدهاى بزرگ كربلا و نجف، كه مقام روحانيت آنها در ايران را مىتوان معادل مقام اسقفهاىاعظم در يك كشور مسيحى توصيف كرد، تلگرام شديدالحنى براى او ارسال و در آن بيان كردند كه «اعمال وى قلب مؤمنين را جريحهدار ساخته و بيحرمتى به امام غايب است» و آنها «از هيچ اقدامى جهت كسب يك حكومت پارلمانى فروگذار نخواهند كرد» و در پايان آمده بود كه «خداوند مستبدين را لعنت فرموده است؛ شما فعلا پيروز هستيد، امّا ممكنست وضع اينچنين باقى نماند[٢].»
درواقع، دشوار بتوان خدمات اين مجتهدان بزرگ به آرمان مشروطيت را، كه در حمايت از آن خستگىناپذير بودند، مورد اغراق قرار داد، خاصه خدمات حاجى ميرزا حسين فرزند حاجى ميرزا خليل، ملا محمد كاظم خراسانى و ملا عبد اللّه مازندرانى را، كه چه از طريق نامه، تلگرام و يا بيانيه در تشويق مردم ايران به مبارزه براى آزادى و خنثى ساختن نفوذ آن دسته از روحانيون پولپرست و مرتجع، از قبيل شيخ فضل اللّه، حاجى ميرزا حسن تبريزى و چند نفر ديگر، كه شاه را در اين عقيده كه حكومت پارلمانى با روح اسلام ناسازگار است مورد حمايت قرار مىدادند، فروگذار ننمودند.
توضيح اين حماقت كوركورانه محمد على شاه دشوار است، مگر آنكه چنين فرضى كنيم كه وى در امتناع سرسختانهاش از پذيرش هرگونه سازش يا اصلاحاتى، توسط نفوذ محرمانهاى كه معتقد بود مىتواند در هرحال به آن تكيه كند، تقويت مىشد. براى وى هرگز فرصتى بهتر از اينزمان، براى كنار آمدن سودمندانه با مردمش، وجود نداشت. زيرا تبريز هنوز در دفاع مسلحانه از مشروطيت تنها بود، و حتى پس از يك پيروزى برجسته بر سلطنتطلبان، در ١٢ اكتبر ١٩٠٨، كه شهر را «در مالكيت بلامنازع مليّون قرار داد» آنها «تلگرامهايى براى شاه و وزير امور خارجه ارسال داشتند كه در آنها وفادارى خود به اعليحضرت را ابراز و قصد خود مبنى بر به كارگيرى تمام توانشان در حفاظت از منافع بيگانگان در اين شهر را اعلام نمودند[٣].» يك ماه بعد، وضعيت براى وى نامطلوبتر گرديد، زيرا سياست خارجى روسيه، كه همواره دچار نوعى دوگانگى است، در اواسط نوامبر ١٩٠٨، بسوى
[١] - كتاب آبى[ كد ٤٥٨١] ص ص ٩- ٣٠٨ شمارههاى ٣١٤ و ٣١٣.
[٢] - همان مرجع ص ٢١٠، شماره ٣١٥.
[٣] - كتاب آبى[ كد ٤٥٨١]، ص ٢١١، شماره ٣١٦.