انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ٩٣
سواد نگارش
ميرزا ابو تراب خان نظم الدوله كه در آخر استنطاق نوشته و مهر كرده است.
هو العليم- اين كتابچه سؤال و جواب و استنطاقى است كه در مجالس عديده در حضور اين غلام خانهزاد ابو تراب و جناب حاج حسين على خان رئيس قراولان عمارت مباركه همايونى عجالتا بهطور ملايمت و زبانخوش از ميرزا محمد رضا به عمل آمد، ليكن مسلم است در زير شكنجه و صدمات لازمه استنطاق بهتر از اين مطالب و مكنونات بروز خواهد داد. اما عجالتا از اين چند مجلس سؤال و جواب كه اين غلام خانهزاد كرده است چيزى كه به اين غلام معلوم شده اين است كه او خودش در همه جا مىگويد ابدا در خيال و صلاح خير عامه نبوده و تمام اين مهملات و مزخرفات را از سيد جمال الدين شنيده و فقط از شدت نادانى شيفته و فدائى سيد شده و محض تلافى صدماتى كه به سيد وارد آمده بود به دستورالعمل سيد آمده اين كار را كرده است. حالا اگر سيد خيالش به جاى ديگر مربوط باشد مسئله عليحده است و در خصوص آن مهملات كه مبنى بر خيرخواهى عامه اظهار مىكند دور نيست در ميان مردم بعضى همعقيده داشته باشد. اما در اين خيال شومى كه داشت گويا همدستى نداشته باشد و اگر قبل از وقت از خيال خود كسى را مطلع كرده باشد اين فقره در زير شكنجه و صدمات ديگر معلوم خواهد شد.
«غلام خانهزاد ابو تراب» محل مهر نظم الدوله
صورت تقريرات ميرزا محمّد رضا
كه عصر روز سهشنبه غره ربيع الاول هزار و سيصد و چهارده در باغ گلستان با حضور فرمانفرما و مخبر الدوله و وزير علوم و مشير الدوله و وزير عدليه و تجارت و سردار كل و نظم الدوله و امين همايون و حاج حسين على خان امير تومان كرده است.
پدر من ملا حسين عقدائى است و معروف بود به ملا حسين پدر. من خودم در اوائل كار از تعديات محمد اسمعيل خان وكيل الملك كه ملك مرا گرفت و به ملا ابو جعفر داد از كرمان به يزد رفته مدتى طلبه بودم و تحصيل مىكردم بعد به طهران آمدم پس از چندى به شغل دستفروشى مشغول بودم پنج شش سال قبل از آن گرفتارى اول قريب هزار و صد تومان شال و خز نايب السلطنه از من خريد. مدتها از براى پولش دويدم آخر رفتم بناى فضاحى گذاردم. قريب سيصد تومان از پولم كم كرد بعد از