انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ٥٥
جهت كسب پول و نشان حاضرند خود را در برابر منفورترين و ستمگرترين پادشاهان مستبد خوار و خفيف نمايند.
در اين شماره «قانون» چنين نتيجهگيرى مىشود: «پس آخر چه بايد كرد؟»
«بايد آدم شد. بايد آدم پيدا كرد. و بايد با آدم اتفاق كرد.»
«كدام آدم و چه اتفاق؟»
«اهل علم به شما ياد خواهند داد.»
«كدام اهل علم؟»
«اگر شما اهل علم را تا به حال پيدا نكردهايد، اهل علم شما را پيدا خواهند كرد.»
قابل توجهترين نكات مندرج در ساير شمارههاى «قانون» عبارتند از:
در شماره ٥، مورخ ١٨ ژوئن ١٨٩٠، ستايش بسيار از وليعهد وقت، مظفر الدين ميرزا، به عمل آمده و از وى چنين ياد مىشود: «اين وجود سعيد كه جامع اميدهاى ايران است، محبوب عامه واقع شده است.» در اين شماره، از زبان سياحى اروپايى كه بهطور غيررسمى از جانب يكى از دول بزرگ غربى به ديدار و تهيه گزارش از ايران اعزام شده است، شرحى در باب جنبش نوين حمايت از قانون و مشروطيت در ايران، كه در اصطلاح معهود «عالم آدميت» خوانده مىشود، ارائه، و سپس توصيفى از گستردگى آن، شور و حرارت پيروان و طرق جذب ايشان و كيفيت گردآوردن اموال جهت حمايت از اين تشكيلات نيمه فراماسونى بيان مىگردد.
در شماره ٦، مورخ ١٨ ژوئيه ١٨٩٠، تقبيح ذيل- كه به تاجرى قزوينى نسبت داده مىشود- در مورد اعطاى امتيازات پىدرپى و فزاينده به بيگانگان، كه ويژگى اصلى اين دوران است، درج گرديده است:
«كسى نيست از اين جوان نجيب[١] بپرسد: اين حقوق و اين امتيازات دولت ما را به چه قانون به اوباش خارجه مىفروشيد؟ اين معاملات تجارى موافق شرع اسلام و موافق قانون هردولت، حق و مال خلق اين ملك است. اين معاملات وسايل و سرمايه گذران ما هستند. شما اين وسايل گذران مسلمين را به چه جسارت به كفار مىفروشيد؟ مگر خلق ايران واقعا مردهاند كه تركه آنها را اينطور حراج مىكنيد؟»
[١] - تصور مىكنم منظور امين السلطان است.