انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ٥٤
آقاى بلانت در بيان نظريات پرنس ملكم خان، به نقل از خود وى مىگويد كه به پيروانش توصيه مىكند كه تنها به عنوان «آدم» بسنده ننموده، بكوشند تا درخور اطلاق عنوان والاتر «انسان» گردند با اين وجود، در جريده «قانون» اين كلمه اوّل، يا به تعبير آقاى بلانت: فروتر، است كه به جسم و جان پيروان و ياوران ايرانى مورد خطاب قانون تزريق مىشود. جملات منتخب ذيل نمونههايى هستند ازيندست (از شماره ٤، مورخ ٢٠ مه ١٨٩٠):،
«يك تاجر تبريزى از ارز روم مىنويسد: من فداى قانون! بفرمائيد چه بكنم؟ جواب ما اينست:
كتاب آدميت را به دست بياور، بخوان، آدم بشو و به اندازه شعور خود در ترويج آدميت بكوش.
يكى از علماى فارس مىنويسد: لفظ آدم و آدميت را زياد تكرار مىكنيد. مراد از اين لفظ چيست؟ [جواب:] ما كه تشنه عدالت و دشمن ظلم هستيم و به فضل الهى خود را آدم مىدانيم از براى اينكه برحسب اسم هم از جانوران متعدى فرقى داشته باشيم، خود را همه جا آدم اعلام مىكنيم.
هركس طالب عدالت و صاحب غيرت و دوست علم و حامى مظلوم و مقوى ترقى و خيرخواه عامه است، او آدم است.
شخصى از عراق مىنويسد: من خودم را آدم مىدانم، امّا از آدميت من تنها چه كارسازى خواهد شد؟
شما اگر واقعا آدم هستيد، همينقدر كه چشم و گوش خود را فىالجمله باز كنيد، خواهيد ديد كه در ايران تنها نيستيد.»
متن ذيل كه از همين شماره گزيده شده است، يحتمل اشارهايست به سيد جمال الدين كه، چنانكه گذشت، در پائيز ١٨٨٩ به همراه ناصر الدين شاه به ايران بازگشت:
يك واعظ جليل القدر، كه از اطوار و اخلاق آحاد چاكران ديوان آگاهى دقيق دارد و چنديست به يك ذوق منوّر با نهايت پختگى در بلاد ايران مشغول ترويج آدميت است، در ضمن بعضى اطلاعات مىنويسد:
«البته تا به حال از هزار جا اطلاع دادهاند كه در ايران عموم اصحاب شعور بيش از آنچه در خارج بتوان تصور كرد مشتاق و تشنه ظهور عالم قانون هستند. و شكى نداشته باشيد كه خلق اين ملك، چه بزرگ و چه كوچك، چه در باطن و چه در ظاهر، منتهاى امداد و رعايت و تقويت را به شما خواهند رسانيد. و ليكن، واجب مىدانم مخصوصا شما را خبر بكنم كه از يك جنس جانوران ايران بايد خيلى اجتناب نمائيد ...» وى به چاپلوسان فرصتطلبى اشاره دارد كه فاقد اصول، آرمان و شرف بوده و