انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ٥١
پاى آنها را خواهد بوسيد و آنچه از حقوق دولت باقى گذاشته آنها را هم پيش حضرات گرو خواهد گذاشت كه به دستيارى آنها شايد روزنامه قانون غدغن بشود. امّا ديگر بهتر. در ايران اين روزنامه كه غدغن بشود، هيچمعنى نخواهد داشت. هرچه بيشتر تشدد بكنند، عظم مطلب زيادتر و خلق ايران در تحصيل و انتشار چنان تذكره نجات حريصتر خواهند شد.»
شماره بعدى، مورخ ٢٢ مارس ١٨٩٠، طى توصيفى مطّول از دشمنان ايران، ملخصى از شكايات را به شرح زير به دست مىدهد:
«اختيار كلّ مصالح دولت در دست جهال نانجيب؛
«حقوق دولت مزد رضايت مترجمين سفرا؛
«القاب و مناصب دولت بازيچه رذالتهاى دلبخواه؛
«لشكر ما مضحكه دنيا؛
«مأموريت سفرا گدايى مواجب؛
«شاهزادگان ما مستحق ترحم گداها؛
«مجتهدين و علماى ما آرزومند عدالت كفار؛
«شهرهاى ما پايتخت كثافت؛
«راههاى ما بدتر از راههاى حيوانات.»
اينك بر فرياد خواستارى وضع قوانين ثابت، تقاضاى تأسيس مجلسى مركب از نمايندگان ملت كه در بحث تمامى مسائل مربوط به رفاه كشور آزاد بوده و اجرايش از مصونيت در بيانات و ايفاى وظايفشان برخوردار باشند، افزوده گرديد.
«عده مشيران شوراى دولت حالا خيلى كم است. بايد دايره اين مجلس را به قدر امكان وسعت داد. بايد مجتهدين بزرگ و دانشمندان نامى و ملاهاى قابل داعيان هرولايت، حتى جوانان با علم، از اعضاى اين شوراى كبرا باشند.»
«بايد بزرگان دين و دولت و عموم ارباب شعور به اقتضاى بيدارى اين عهد به اتفاق همديگر دور اين مجلس را بگيرند و به هرنوع تدبير به خلق ايران حالى نمايند كه احياى ايران بسته به اجراى قانون و اجراى قانون بسته به اعتبار و كفايت اين مجلس است.»
سومين شماره قانون، مورخ ٢٠ آوريل ١٨٩٠، بر محترم داشتن قوانين معمول در ساير نقاط، حتى توسط حكام خودكامهترين ممالك چون تركيه و روسيه، تأكيد دارد و ديگربار مسئله امنيت جان