انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ٣٧٧
٥. اعتلاء الملك، كه اكنون وابسته سفارت ايران در قسطنطنيه ميباشد.
٦. جعفر قلى خان، يكى از ايرانيان ساكن در قسطنطنيه.
٧. حاجى ميرزا عبد الحسين خان كاشانى، ملقب به وحيد الملك.
٨. يمين نظام.
٩. ميرزا على محمد خان، از مجاهدين.
١٠. احمد على خان، از مجاهدين.
اعتلاء الملك شخصا اسامى اعضاى اين دادگاه را، هنگامى كه در سه يا چهار ماه قبل در پاريس بود، براى من بازگو كرد و من در همان موقع اسامى را يادداشت كردم.
يادداشت شماره ٢٥ (سرنوشت برخى از مرتجعين برجسته، بويژه موقر السلطنه)
«مشير السلطنه و كامران ميرزا نايب السلطنه همراه با محمد على ميرزا [شاه سابق] كشور را ترك نكرده و در تهران ماندند. كامران ميرزا خود را تحت حمايت روسها قرار داد و هنوز در تهران به سر مىبرد. ظاهرا مشير السلطنه جان خود را در ازاى ٦٠ هزار تومان- ١٢ هزار پوند- فديه آزاد نمود و او نيز هنوز در تهران به سر مىبرد. مجلل السلطان و موقر السلطنه همراه شاه مخلوع رفتند.
مجلل السلطان هنوز در وين، همراه امير بهادر جنگ، به سر مىبرد. موقر السلطنه به ايران بازگشت، دستگير گرديد، و در ٢٧ ژانويه ١٩١٠ در تهران به دار آويخته شد.(M .M) .
روايت ذيل از محاكمه و بازجويى موقر السلطنه، در اداره نظميه، در نشريه «ايران نو» مورخ ٣٠ ژانويه ١٩١٠ (شماره ١٢٠) درج گرديد:
(ترجمه)
«پس از آنكه موقر السلطنه تحت يك معاينه كامل در «ديوزيون اوّل دادگاه جنايى ديوان عالى عدالت، در حضور يك كميسيون سلطنتى، قرار گرفته و به مرگ محكوم شده بود، پنج ساعت پس از غروب آفتاب شب پنجشنبه، ١٥ محرم ١٣٢٨- ٢٧ ژانويه ١٩١٠- به نظميه آورده شد. صبح روز آن پنجشنبه وى به اتاق بازجويى هدايت شد كه در آنجا برخى تحقيقات ديگر انجام گرفت. در پاسخ به سئوالات، وى ابتدا بيانات گوناگون بيربط كه هيچ ارتباطى با سئوالات مطروحه نداشت ابراز نمود و حتى هنگامى كه تهديد شد، به اظهار بيانات گوناگون بيهوده ادامه داد تا سرانجام، سه ساعت