انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ٣٦٨
عنوان يك حامى بسيار فاقد خلوص آرمان مشروطيت، و حتى چنين القاء مىشود كه وى و آجودانش، منتصر الدوله، بيش از آنكه در جهت تشويق پيشروى تلاش نمايند در جهت جلوگيرى از آن كوشش داشتند. سه تن فرمانده فعالى كه در سراسر جريان پيشروى با يكديگر در توافق كامل بودند عبارت بودند از موسى خان، معز السلطان، و ميرزا محمد على خان. سرانجام هنگامى كه آنها تصميم گرفتند قزوين را ترك و به سوى تهران پيشروى كنند، سپهدار مىخواست كه در دهكدهاى متعلق به خود، واقع در يك فرسنگى قزوين، توقف كند. امّا ديگران بر ادامه حركت به سوى قشلاق، واقع در شش فرسنگى قزوين، اصرار ورزيدند و سپس از آنجا به سوى ينگه امام پيش رفتند و در اينمكان براى مدت چند روز توقف كردند كه اين تا حدودى براى آن بود كه به عقبدار سپاه اجازه رسيدن بدهند. امّا عمدتا به اين دليل بود كه گزارش رسيده بود كه هيأتى شامل عضد الملك و ديگر اشخاص ذينفوذ، با اختيارات مذاكره با آنها، از تهران حركت كردهاند و آنها نمىخواستند كارى بكنند كه موفقيت اين مذاكرات را به خطر اندازد. امّا معلوم شد كه اين گزارش بىاساس بوده است. بنابراين آنها تصميم گرفتند عليرغم مخالفت سپهدار به پيشروى خود ادامه دهند.
تا اينزمان، قزاقها و برخى از ديگر سربازان سلطنتطلب پل رودخانه كرج را به اشغال خود درآورده بودند و اين پل از موقعيت مستحكمى برخوردار بود. زيرا در مكانى واقع شده بود كه رودخانه و كوهها هيچ جاى عبور ديگرى باقى نگذاشته بودند و عدهاى اندك از سربازان مىتوانستند راه نيرويى به مراتب عظيمتر را در اين نقطه سد كنند. ٦٠٠ تن قزاق، همراه هشت قبضه توپ، پل را در اختيار داشتند در حاليكه حدود ٢٠٠ تن ديگر جهت محافظت از آن نقاطى كه احتمالا محلّ گذار از رودخانه بود گماشته شده بودند. سپهدار مخالف حمله به اين پل بود و يك تغيير مسير طولانى به سوى شهريار، در فاصله حدود ٧ فرسنگى، و از آنجا از طريق شاه عبد العظيم به سوى تهران را توصيه مىكرد. امّا ديگر فرماندهان اين توصيه را رد كردند زيرا از به جاى گذاشتن نيروهاى قزاق در پشتسر خود بيم داشتند تا مبادا بين دو نيروى سلطنتطلب گرفتار آمده و بهطور كامل منهدم شوند. آنها همچنين تشخيص دادند كه فتح كرج تقريبا به مفهوم فتح تهران خواهد بود. زيرا كليد اين شهر تلقى مىگرديد. بنابراين آنها آنشب را صرف تنظيم امور و نقشههاى خود نمودند و چنين تصميم گرفته شد كه موسى خان و يپرم خان، همراه افراد خود كه از شجاعترين و قابلاعتمادترين افراد بودند، بايد جلودار سپاه باشند. امّا حتى اگر موفق به تصرف كرج شدند، به هيچوجه نبايد قزاقها را در آنسوى كرج تعقيب كنند. طى توقف خود در كرج، آنها اطلاعات خوبى در مورد مناطق اطراف آن كسب