انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ٣٦٧
گلوله را از بدن خود خارج سازد. وى فرماندهى ٥٠٠ تن را بر عهده داشت.
٢. ميرزا حسن خان عميد السلطان، برادر معز السلطان و ميرزا كريم خان، و عموزاده سردار منصور.
وى نيز فرماندهى ٥٠٠ تن را بر عهده داشت.
٣. ميرزا على خان منتصر الدوله، آجودان سپهدار. وى فرماندهى ٢٠٠ تن را بر عهده داشت.
٤. ميرزا على خان سالار فاتح كجورى، كلنل. وى فرماندهى حدود ٨٠ تن را عهدهدار بود.
٥. ميرزا حسن قزوينى، فرزند شيخ الاسلام كه هنگام تصرف قزوين توسط مليگراها كشته شد.
وى فرماندهى حدود ٨٠ تن را بر عهده داشت.
٦. ميرزا غفار خان قزوينى، كه همانطور كه در صفحات قبلى اين كتاب ذكر شد، پس از كودتا به انگلستان آمد. وى فرماندهى حدود ١٥٠ تن را بر عهده داشت. تصوير وى در صفحات قبلى همين كتاب آمده است.
٧. عبد اللّه خان تهرانى، ميرپنج، فرمانده ١٥٠ تن.
٨. ميريپرم ارمنى، كه اخيرا در سركوب شاهسونهاى مرتجع و غارتگر، در اردبيل در قراچهداغ، خدمت بسزايى به ايران كرد. وى فرماندهى حدود ١٢٠ تن را بر عهده داشت.
٩. حسين بيگ، فرزند شيخ حسن، استاد زبان فارسى در كمبريج، و محمود كه مشتركا فرماندهى ٦٠ تن را بر عهده داشتند.
١٠. واليكف گرجستانى، كه فرماندهى ٨٠ تن را بر عهده داشت. معهذا، وى، همراه هفت يا هشت تن ديگر، از قزوين بازگشتند و در حمله به تهران مشاركت ننمودند.
نام صحيح معز السلطان، عبد الحسين خان است و اكنون ملقب به سردار محيى است.
اطلاعات فوقالذكر متعلق به حاجى موسى خان ميرپنج و كريم خان بود كه براى دوست من ميرزا محمد ارسال گرديده بود و او نيز بنوبه خود اين اطلاعات را براى من ارسال نمود. موسى خان، كه براى انجام يك عمل جراحى جهت خارج ساختن گلولهاى كه وى را در نبرد بادامك مجروح ساخته بود به پاريس آمده بود، متعاقبا شرحى نسبتا مطول از پيشروى ارتش رشت به سوى تهران را براى ميرزا محمد ارسال داشت. از آنجا كه اين شرح طولانىتر از آنست كه بتوان بهطور كامل آن را نقل كرد، من به ذكر خلاصهاى از نكات مهمتر آن بسنده مىكنم و مقدمتا اين نكته را يادآور مىشود كه عدم وجود كامل تاريخها بر ارزش اين روايت خدشه وارد مىكند.
در اين روايت نيز سپهدار نه تنها به عنوان يك رئيس پوشالى صرف معرفى گرديده است، بلكه به