انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ٣٦٠
نفوذ بوروكراسى هندوستان و آن بخش از دولتمندان زمامدار امور مالى و بازار بورس، كه به هرقيمت علاقمند به حفظ نظم كهن در هند هستند، قرار داشت. بنابراين حكومت انگلستان يك بازى شديدا مبهم را، در رابطه با ايران، اجرا مىكند. اگرچه علنا اظهار همدردى با مشروطيت ايران دارد، اكنون انگلستان فىالواقع دشمن نهضت آزاديبخش ايران است. اين يك واقعيت است كه حكومتها توسط انگيزههاى احساسى سوق داده نمىشوند، چه در امور داخلى و چه در سياست خارجى. انگلستان تا زمانى از نهضت مشروطيت در شمال ايران حمايت كرد كه در آن ابزارى جهت مبارزه با نفوذ روسيه مىيافت. امّا درعينحال انگلستان فعالانه از ارتجاع در ايالات جنوبى واقع در طول مرز هند حمايت كرده و به طرق گوناگون به حكمرانانى كه با نهضت آزاديبخش آنجا مخالفت مىكردند كمك مىكرد. انگلستان با تسليم تمامى شمال ايران به روسيه، و حفظ فقط دو ايالت فقير سيستان و مكران، كه از نظر استراتژيك اهميت دارند. زيرا حافظ مسير به سوى مرز هند و خليج عمان هستند، در تحت نفوذ خود نشان داد كه مسئله ايران آنچنان مورد علاقه آن نيست و در قرارداد انگليس و روسيه اين كشور صرفا به دفاع از امپراتورى خود در هند علاقمند است. قرارداد ٣١ اوت ١٩٠٧ مفهومش مرگ نفوذ تجارى انگلستان در شمال ايران است، و اگر تا سال ١٩٠٦ سركنسول بريتانيا در اصفهان كاهشى در تجارت بريتانيا، طى سال ١٩٠٥، را گزارش مىداد و اين امر را به رقابت كالاهاى روسى، كه ارزانتر بوده و با سرعت بيشترى حمل و نقل مىشدند، منتسب مىدانست، اكنون كه به روسيه اجازه داده شده است بر ثروتمندترين بخش ايران اعمال سرپرستى نمايد، مسلم است كه حاكم مطلق، چه از نظر تجارى و چه اقتصادى، در اين كشور خواهد بود و انگلستان اصلا نخواهد توانست روياى رقابت موفقيتآميز با اين كشور را در سر بپروراند.
انگيزههايى كه طبقات حاكم انگلستان را به چنين معاملهاى راضى ساختهاند، مسلما بايد انگيزههايى بسيار جدى باشند. روزنامه تايمز بهطور مشروح و دقيق نقطه نظرات خود را در اين مورد با روشنى بسيار بيان مىكند. اين روزنامه مىنويسد:
منافع سياسى ما در ايران با مسئله دفاع از هند مرتبط است. تاكنون خطر واقعى توسعهطلبى روسيه در اين واقعيت نهفته بود كه ممكنست روسيه، از طريق ايران و سيستان، به بلوچستان و مرزهاى هندى ما برسد و سپس از طريق يك جاده استراتژيك از مواضع دفاعى ما در مرز شمالغربى عبور كند. اين واقعيت كه ما توانستهايم از روسيه تعهد بگيريم كه از دخالت در اين مناطق امتناع ورزد، پاداشى كافى براى ما، در ازاى واگذارى حقوق معادل به روسيه در آن استانهايى است كه در واقع در اختيار وى قرار