انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ٣٦
«پس از آن، تتمه را به عنوان بهايى براى سكوت و ترضيه روسيه[١]- اگر فى الواقع اين كشور به سكوت رضا دهد- به آنان پيشنهاد كرد؛ يعنى مرداب رشت، رودخانههاى طبرستان و جاده انزلى به خراسان را با منازل، مهمانسراها و مزارع وابسته بدان. امّا، روسيهروى خود را گردانيده، اين پيشنهاد را رد كرده و از پذيرفتن چنين هديهاى امتناع نمود؛ زيرا اين كشور برآنست كه در صورت عدم لغو اين توافقنامهها و معاهدات- يعنى معاهداتى كه شامل انقياد كامل مملكت پادشاهى ايران به آن دشمن ستيزهجوست- خراسان را به كشور خود ضميمه كرده آذربايجان و مازندران را اشغال كند. چنين است نخستين پيامد سياستهاى اين مجنون!»
«فى الجمله، اين جانى ايالات ايران را بين قدرتها به حراج گذاشته و در كار فروش سرزمينهاى اسلام و منزلگاه محمد (ص) و خاندان وى به بيگانگان است. امّا، به سبب خستطبع و دنائت فطرتش اين سرزمينها را به مبلغى ناچيز و دراهمى معدود مىفروشد.- بله، چنين است هنگامى كه لئامت و آز با خيانت و حماقت مىآميزد!»
«و تو اى پيشوا، اگر نخواهى به ملت مدد كنى و آنان را وحدت كلمه بخشيده و به اقتدار شرع مقدس ايشان را از چنگال اين بزهكار وارهانى، همانا كه بلاد اسلام به زودى تحت سيطره اجانب قرار خواهد گرفت كه به ميل خود بر آنان فرمان رانده و هرآنچه بخواهند مىكنند. اى رهبر، اگر اين فرصت را از دست بدهى، و اين مصائب در حيات تو به هم رسد، به درستى كه پيشينه نيكى از خود در دفتر زمان و صفحه تاريخ باقى نخواهى گذارد. و تو مىدانى كه علماى ايران و مردم آن سامان، با روحى جريحهدار و قلبى آزرده، بالاتفاق اشارتى از تو را منتظرند و سعادت خود را در آن ديده، نجات خويش را از آن مىطلبند. پس چگونه درخور است مردى كه خدايش چنين قدرتى بخشيده، از بذل آن دريغ ورزد يا آن اقتدار را بىمصرف گذارد؟»
«پس، من به عنوان فردى خبير و بصير به آن جناب اطمينان مىدهم كه حكومت عثمانى از تلاش شما خرسند شده و شما را در اين طريق مدد خواهد كرد، زيرا نيك مىداند كه دخالت اروپائيان در ايران و سلطه آنان بر اين كشور، مطمئنا به حال مملكت وى زيانبار خواهد بود. بهعلاوه، تمامى وزرا و امراى ايران به شنيدن كلمهاى از سوى شما در اين باب، شادمان مىگردند و مشاهده خواهيد كرد كه كل آنان باطنا از اين حوادث بيزار و ذاتا از اين توافقات متنفرند، و سعى شما به آنان مجال مىدهد كه
[١] - اشاره به امتيازى است كه در فوريه ١٨٨٩ به شاهزاده دالگوركى ارائه گرديد.