انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ٣٥
«اى پيشواى اعظم: همانا كه عزم شاه[١] متزلزل گشته، سيرتش تباه گرديده، مشاعرش ضعيف و قلبش فاسد شده است. وى از حكومت بر اين سرزمين، يا اداره امور ملت، ناتوان است و زمام كل و جزء امور را به زنديقى گناهكار سپرده[٢]، غاصب و خودكامهاى كه پيامبران را آشكارا لعن مىگويد و به شريعت الهى بىاعتناست؛ آنكه روحانيون را بههيچ مىانگارد، علما را دشنام مىدهد، متقيان را مىتاراند و سادات گرامى را تحقير مىكند و با وعاظ بعينه پستترين آدميان رفتار مىكند؛ از اين گذشته، از هنگام بازگشت از فرنگ جسورتر شده آشكارا شراب مىنوشد، با كفار معاشرت مىكند و نسبت به ابرار و پارسايان خصومت مىنمايد. اين رفتار خصوصى اوست؛ امّا، علاوه بر اين، بخشى عظيم از سرزمين ايران و منابع آن، يعنى معادن[٣]، راههاى منتهى به آنها، طرق ارتباطى آنها با ثغور كشور، مسافرخانههايى كه قرار است در جوار اين شريانهاى گسترده ارتباطى كه در سراسر كشور توسعه خواهند يافت ساخته شوند و باغات و مزارع همجوار را به دشمنان دين فروخته است. همچنين رود كارون[٤]، و مهمانخانههايى كه در سواحل آن تا سرمنشاء رود احداث خواهند گرديد، باغات و مزارع همجوار، بزرگراه اهواز به تهران با عمارات، مهمانسراها و باغها و مزرعههاى اطراف آن؛ نيز امتياز تنباكو با مراكز عمده كشت و پرورش آن، منازل نگهبانان، باربران و فروشندگان در هرآنجا كه باشند؛ ايضا تاكستانها و محصول انگور را براى تهيه شراب، با دكاكين و كارخانجات و ماشينهاى شرابسازى وابسته اين صنعت را در سراسر ايران [به بيگانگان] واگذار كرده و به همين ترتيب صابون، شمع و شكر و كارخانجات آنها را. و سرانجام بانك است: و چگونه درك مىكنى مسئله بانك را؟ مفهوم آن تسليم كامل زمام حكومت به دشمن اسلام، ملت را برده خصم كردن و تسليم ايشان و تمامى قلمرو و اختيارات است به دشمن بيگانه.
«سپس، اين خائن نادان جهت اسكات ملت به برهانى واهى چنين وانمود كه اين موافقتنامهها موقتى بوده و اين معاهدات تنها براى دورهاى محدود، كه از صد سال متجاوز نخواهد بود، منعقد گرديدهاند.
خداوندا، چه برهانى كه سستى آن حتى خائنين را متحير ساخت!»
[١] - يعنى ناصر الدين شاه.
[٢] - مقصود امين السلطان است كه اينزمان صدراعظم ايران بود.
[٣] - امتيازى كه در ژانويه ١٨٨٩ به بارون ژوليوس دو رويتر اعطاء گرديد، شامل حق بهرهبردارى از منابع معدنى ايران بود، گرچه يكسال بعد اين امتياز به بانك معدنى ايران واگذار گشت.
[٤] - لافزنىهاى لرد ساليسبورى در ضيافت« گيلدهال»(Guildhall )، در ٩ نوامبر ١٨٨٨، در باب امتياز رود كارون، حكومت ايران را شديدا هشيار ساخت و موجب ارائه پارهاى محدوديتها در طرح اوّليه گرديد.