انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ٣٣
مغلوب شده و بىآنكه هيچ سابقه مكتوبى، جز رسالهاى در رد ماترياليسم و مكتوباتى پراكنده و شمارى جزوات در زمينههاى گوناگون كه به پارهاى از آنها اشاره رفت، از خود به جاى گذارد، دار فانى را وداع گفت. امّا، در قلوب دوستان و مريدانش روحى زنده دميد كه توان ايشان را به جنبش آورده، قلمهايشان را تيزتر كرد و شرق از تلاش آنان بهرهمند گشته و خواهد گرديد[١].»
سيد محمد رشيد، سردبير «المنار»، سه سند قابلتوجه از قلم سيد جمال الدين را منتشر ساخته است كه اين سه به نحوى برجسته ماهيت و ميزان نفوذى را كه وى بر روند رخدادهاى ايران- كه در فصول آتى خواهد آمد- داشته است، ترسيم مىكنند. نخستين سند نامهايست از سيد به حاجى ميرزا حسن شيرازى از مجتهدين بزرگ «سامره»[٢]؛ و همين نامه بود كه آن روحانى بزرگ را به اقدام در زمينه «امتياز تنباكو» واداشت و موجب شد نخستين گام در جهت همبستگى روحانيت قدرتمند ايران با حزب مردمى يا ملىگرا برداشته شود. دو سند ديگر مقالاتى هستند كه در ماههاى فوريه و مارس ١٨٩٢ در جريده عربىزبان «ضياء الخافقين» (پرتو دو نيمكره) درج گرديده و در باب اوضاع ايران در آنزمان بحث مىكنند. به هردوى اين مقالات، نظرياتى پربار از سوى سردبير افزوده گشته است كه من آنها را همراه گزيدههايى از نامههاى سيد جمال الدين ترجمه خواهم كرد. اين دو نامه بلندتر از آنند كه در اينجا بهطور كامل ترجمه شوند.
نامه به مجتهد اعظم، از بصره به سامره[٣]
به نام خداوند رحمان و رحيم «حق را بگويم: همانا اين نوشته خطاب به روح شريعت محمدى است، هرجا كه يافته شود، و هر جا كه ساكن باشد، و درخواستى است از سوى امت از تمامى نفوس پاكى كه به اين شريعت باور داشته و جهت تحقق آن به پاى مىخيزند، به هرسبب كه برخاسته باشند و به هرآنجا كه باليده، اعنى علماى
[١] - شايان ذكر است كه اين كلمات توسط يك سورى مسيحى نوشته شدهاند، نه يك مسلمان. اين نامهها پنج سال پيش- يعنى آنگاه كه آشكار گشت كه، خاصه در ايران، نيروهاى انگيخته سيد كماكان فعالانه در تلاش هستند- به چاپ رسيدند.
[٢] - وى در مارس ١٨٩٢ درگذشت.
[٣] - متن اين نامه، كه بايد بلافاصله پس از اخراج سيد جمال الدين در ١٨٩١ از ايران نوشته شده باشد، در« بيدارى ايرانيان»- صفحات ١٠٨ به بعد نيز درج گرديده است. فتواى مجتهد، كه تمامى مؤمنين را به منع استعمال تنباكو تا لغو امتياز فرمان مىداد، در اوايل دسامبر آن سال صادر گرديد. امّا، شورش عليه امتياز قبلا در ماه ژوئن شدت گرفته بود. متن اين فتواى مختصر هم در صفحه ١٦« بيدارى ايرانيان» مندرج است.