انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ٣٢١
اين كشور و مرزهاى امپراتورى روسيه قرار داشته باشد، كه من تصور مىكنم اكثر ايرانيان نسبت به طرحهاى شوم در مورد تماميت ارضى و استقلال كشورشان[١]، از سوى انگليس، سوءظن جدى نداشته باشند. گذشته از ارسال قايقهاى توپدار به برخى بنادر خليج فارس، خاصه بوشهر و بندرعباس، در برخى مواقع كه بروز ناآراميها محتمل مىنمود، اعزام ٤٠ تن از سربازان هندى و ارسال يك قبضه توپ ماكسيم، كه از گارد محل اقامت هيئت نمايندگى انگليسى در بوشهر گرفته شده بودند، جهت تقويت حفاظت كنسولگرى شيراز[٢]، تا آنجا كه اطلاع دارم، تنها مورد از مداخله مسلحانه انگليس در ايران، طى اين دوره، بود.
امّا در رابطه با روسيه، حالت كاملا متفاوت است. بزرگترين ستايشگران روسيه دشوار بتوانند بهطور جدى معتقد باشند كه اين كشور مشوق آزادى يا خواستار حكومت مردمى، بدانگونه كه ما اين مفاهيم را درك مىكنيم، است؛ يا اينكه اين كشور غيرمتجاوز و غيرجاهطلب است؛ يا اينكه همواره دقت و وسواس شديدى در پايبندى به وعدههاى خود و احترام به مرزهاى همسايگان ضعيفتر نشان داده است. تمايل آقاى ايزولسكى به حفظ يك حسنتفاهم با انگلستان، و تمايلى كه رعايت حساسيتهاى انگلستان در ايران از خود نشان داده است، در مراسلات منتشره در كتابهاى آبى آشكار است و نيز، از جمله ديگر دلايل، وفور پيشنهادات روسيه در مورد اعزام نيرو به تبريز در اكتبر ١٩٠٨ است- آنچنان كه معلوم شد عليرغم هشدار سر ادوارد گرى مبنى بر آنكه «اين اقدام تأثير بسيار بدى در اين كشور برجاى خواهد گذاشت»- كه با فراخواندن برخى مقامات و نمايندگان روسيه كه به داشتن شديدترين تمايلات نسبت به احساسات ارتجاعى و سياست تجاوزكارانه در ايران معروف بودند، اثبات مىشود. از جمله برجستهترين اين افراد مىتوان از آقاى دوهارتويگ، كه زمانى وزيرمختار روسيه در تهران بود و در ١٥ نوامبر ١٩٠٨ از آنجا فراخوانده شد و ابتدا توسط آقاى سابلين، به عنوان كاردار، و سپس توسط آقاى پوكلوسكى كوزيل، كه به داشتن تمايلات آزاديخواهانه و احساسات دوستانه نسبت به انگلستان منتسب مىباشد و در ٢٤ سپتامبر ١٩٠٩ به عنوان وزيرمختار جديد وارد تهران شد، نام برد. از جمله ديگر افراد برجسته در اين زمينه آقاى پوختيانف است كه براى
[١] - معهذا ادب و خوشروئى فوقالعاده و غيرقابلتوجيهى كه حكومت بريتانيا، در رابطه با حضور طولانى و رفتار متجاوزانه سربازان روسى در شمال ايران، از خود نشان داده است بهتدريج منجر به آن گرديده كه ايرانيان انگلستان را نيز نسبت به استقلال خود كاملا بىتفاوت، اگرنه دشمن، تلقى مىكنند. نگاه كنيد به مقاله« انگلستان و اسلام» كه نگارنده براى روزنامه منچستر گاردين، مورخ ٢٢ ژوئيه ١٩١٠، ارسال داشته است.
[٢] - تايمز مورخ ٢٦ ژوئيه ١٩٠٩.