انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ٣٠٥
بايد مجددا سلاحهاى خود را دريافت كنند و بايد بلافاصله جهت حفاظت از شهر- كه طبعا اكثر مليّون نسبت به آن بيگانه بودند- و مهار كردن غارت و بىنظمى به استخدام درآيند اين اقدام به عنوان عملى عاقلانه و مسالمتآميز، مورد ستايش قرار گرفت و خبرنگار ديلى تلگراف اعلام داشت كه «رفتار انقلابيون مطلقا صحيح بود» و «آنها در حفظ نظم كاملا توانا بودند» و «خرد آنها در جلوگيرى از پيچيده شدن اوضاع تحسين همگان را برانگيخت.» در ساعت ٥ بعدازظهر مبارزه متوقف شده بود، به استثناى تيراندازيهاى پراكنده توسط تعداد معدودى از سربازان بختيارى شاه كه مواضع نزديك به سفارت بريتانيا را در تصرف داشتند.
در اواخر شب اجلاس فوقالعاده مجلس ملّى، متشكل از رهبران، مليّون، مجتهدان اعظم و رجال و بسيارى از اعضاى مجلس سابق كه در دسترس قرار داشتند، در محل ساختمان بهارستان برپا گرديد و رسما محمد على شاه را از سلطنت معزول و فرزند كوچك وى سلطان احمد ميرزا وليعهد را، كه فقط پسرى ١٢ يا ١٣ ساله بود، به عنوان جانشين وى انتخاب كردند و عضد الملك كهنسال، رئيس ايل قاجار، را به عنوان نايب السلطنه.
بدين ترتيب انقلابى به سرانجام رسيد كه از بسيارى جهات قابل مقايسه با انقلابى بود كه يكسال قبل در كشور تركيه به ثمر نشسته بود. اين هردو انقلاب در ماه ژوئيه به حساب ما، و به حساب مسلمانان در روزهاى آخر ماه جمادى الثانى- ١٣٢٦ هجرى قمرى و ١٣٢٧ به ترتيب-، كه ماه رجب را به دنبال دارد، به وقوع پيوستند و بدينترتيب به اين سنت مشهور قوتى تازه بخشيدند:-
العجب! ثم العجب! بين جمادى و رجب
شگفتى و باز هم شگفتى بين ماه جمادى و رجب
ايران در انقلاب خود بهاى كمترى را با خون فرزندان خود پرداخت. زيرا بنابر اكثر برآوردهاى دقيقى كه من ديدهام[١]، «تعداد كشته و زخميها»- طى پنج روز مبارزه در تهران، در ژوئيه ١٩٠٩- «احتمالا حدود ٥٠٠ تن بوده است»، اگرچه «واقعيت دقيق هرگز معلوم نخواهد شد، زيرا بسيارى از كشتهشدگان در نزديكترين گودالها پرتاب يا توسط سگها خورده شدند.» معهذا، در ايران هم امور واقع در معرض خطر و هم دشواريهايى كه بايد بر آن فائق مىآمدند عظيمتر بودند. زيرا نه تنها آرمان آزادى و اصلاحات، كه استقلال كشور در خطر بود، در عين حاليكه بيم از دخالت بيگانه، كه در شب
[١] - توسط دكتر جوزف اسكات در« بريتيش مديكال جورنال» مورخ ١٣ اوت ١٩٠٩.