انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ٣٠٤
رهبران مليّون در جريان بود، مشروحترين روايت توسط خبرنگار رويتر ارائه گرديده است[١]. شرايط پيشنهادى توسط كلنل مورد پذيرش سپهدار قرار گرفته بود. امّا كلنل، در عين موافقت با اينكه قزاقهايش نبايد بروى هيچكس باستثناى سربازان معزول شدهاى كه سرگرم غارت و چپاول مىباشند شليك نمايند، به شرط آنكه مليّون نيز به روى افراد وى شليك نكنند، اشاره نمود كه تصميم در مورد تسليم تنها به شخص وى مربوط نيست. در بعدازظهر، وى مجددا نامهاى به سپهدار نوشت و در آن شكايت كرد كه قرارگاههاى قزاقها هنوز زير آتش مليّون قرار دارد. سپهدار به اين نامه پاسخ داد كه عليرغم توافق ديروز، افراد وى هدف تيراندازى قزاقها قرار گرفتهاند و در نتيجه آنها مقابلهبهمثل كردهاند، امّا وى هنوز آماده است اگر طرف ديگر نيز آنرا رعايت كند، توافقنامه را رعايت نمايد.
پايانكار در روز جمعه، ١٦ ژوئيه، در ساعت ٣٠/ ٨ صبح فرارسيد. محمد على شاه، در معيت ٥٠٠ تن از سربازان و ملتزمين خود، از جمله مرتجع معروف امير بهادر جنگ، در سفارت روسيه در زرگنده متحصّن شد و بدينترتيب عملا از سلطنت كناره گرفت، اگرچه تا اواخر آن شب رسما از سلطنت خلع نگشت، وى قبلا، در ورود مليّون به تهران، و مشروط به شكست در مبارزه در مورد اين اقدام تصميم گرفته و قول لازم پذيرايى از سوى سفارت روسيه را كسب كرده بود. به محض ورود در منزل وزيرمختار روسيه كه بر فراز آن پرچمهاى روسيه و بريتانيا در احتزاز بود و توسط قزاقهاى روسى و «سواران» هندى محافظت مىشد، اسكان داده شد. كمى بعد ملاقاتى بين كلنل لياخوف و رهبران مليّون، توسط مترجمان دو سفارتخانه، ترتيب داده شد. شرايطى كه قبلا در مورد آنها ما توافق شده بود، پذيرفته شدند و استعفاى شاه دست كلنل لياخوف را در اتخاذ تدابير دلخواه خود آزاد گذاشته بود «در بعدازظهر، وى، در حاليكه توسط قزاقهايش محافظت مىشد، در بانك شاهنشاهى ايران[٢] به ملاقات سردار اسعد، كه او نيز توسط عدهاى از افرادش همراهى مىگرديد، ملاقات كرد و از آنجا توسط مليّون تا بهارستان محافظت شد. در آنجا دو خصم گذشته با هلهله و كفزدنها مورد استقبال قرار گرفتند و كلنل رسما خدمت تحت حكومت جديد را پذيرفت و موافقت كرد كه در آينده تحت فرمان مستقيم سپهدار، كه به عنوان وزير جنگ انتخاب شده بود، عمل كند. تصميم گرفته شد كه قزاقهاى تيپ نبايد معزول شوند و پس از آنكه تفنگهاى خود را به نشانه تسليم بر زمين نهادند،
[١] - نگاه كنيد به منچستر گاردين، ١٦ ژوئيه.
[٢] - در لحظه بيرون آمدن كلنل لياخوف از ميدان حادثه ناخوشايندى، كه منجر به مرگ يك سيد شد، به وقوع پيوست. خوشبختانه حضور ذهن كلنل لياخوف از نتايج جدى كه ممكن بود اين حادثه به بار آورد، جلوگيرى كرد. مراجعه شود به تايمز مورخ ١٧ ژوئيه.