انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ٣٠٣
اختيار سلطنتطلبان قرار دارد، بعيد بهنظر مىرسد كه وى با تسليم گروه اصلى تيپ قزاق موافقت كند.» اگرچه سپهدار با اين پيشنهادات موافقت كرد، امّا مذاكرات، كه عمدتا توسط آقاى اورنيوف، دبير سفارت روسيه[١]، انجام مىگرفت روندى آهسته داشت و روز با «گلولهباران سنگين و چشماندازى از يك شب پرسروصداى ديگر خاتمه يافت.» خبرنگار روزنامه تايمز، يكبار ديگر در مورد رفتار مليّون شهادتى شايسته و بايسته داد. وى در شب ١٤ ژوئيه تلگراف نمود كه: «رفتار آنها غيرقابلسرزنش بوده است. نظم در آن بخشهايى از شهر كه در اشغال آنهاست، حفظ گرديده است و آنها تمايلى قابل تمجيد در انجام نقشههاى خود به نحوى متمدنانه ابراز نمودهاند. البته اعلاميههاى صلحطلبانه آنها، در رابطه با شاه و قزاقها، نمىتواند بهطور كامل قابلاعتماد باشد. زيرا زبان زيردستان با زبان رهبران تفاوت بسيار دارد» گزارش خبرنگار نشريه «تان» كه قبلا ذكر آن رفت، نيز بر رحم و شفقت آنها شهادت مىدهد. حملهاى كه توسط سربازان شاه به دروازه شمالشرقى انجام گرفت، با تلفات سنگينى دفع گرديد[٢].
روز پنجشنبه ١٥ ژوئيه، مليّون دروازه جنوبى (شاه عبد العظيم؟) و ٢ قبضه توپ بزرگ را به تصرف خود درآوردند. تيپ قزاق هنوز سرگرم دفاع در ميدان مركزى بود و در تمام روز تيراندازيهاى پراكنده ادامه داشت. سردار اسعد، در ساختمان بهارستان كه هنوز هدف آتش توپخانه شاه بود، با خبرنگار رويتر مصاحبه كرد و خوشحال و مطمئن بهنظر مىرسيد، و اظهار اميدوارى كرد كه سربازان روسى جهت منع مليّون از تكميل پيروزى خود، دخالت نخواهند كرد. در زمينه تسليم قزاق، به هيچ ترتيبات قطعى دست يافته نشده بود. در صبح، خبرنگار تايمز با سردار اسعد و سپهدار، در بهارستان، ملاقات كرد و به سبب نحوه تحقيرآميزى كه وى تاكنون از آنها و پيروانشان سخن گفته بود، عذرخواهى شايسته كرد. آنها «پوزش او را بسيار موقرانه پذيرفتند» و با قول شرف به وى اطمينان دادند كه نه آنها و هيچيك از بختياريها چشمداشتى به سلطنت ندارند. برآورد وى از تلفات هردو طرف زير ٨٠٠ تن بود[٣]، و اضافه نمود كه تنها اروپايى آسيبديده شخصى مجارستانى بوده كه به وسيله يك فشنگ مصرف شده آسيب ديده است. در رابطه با مذاكراتى كه هنوز بين كلنل لياخوف و
[١] - استاندارد، ١٦ ژوئيه.
[٢] - گزارش ١٥ ژوئيه رويتر. همچنين نگاه كنيد به استاندارد، مورخ ١٦ ژوئيه، كه نشان مىدهد سربازان شاه عملا وارد شهر گشتند، امّا توسط بختياريها و توپ ماكسيم آنها عقب رانده شدند.
[٣] - نگاه كنيد به يادداشت شماره ١ در صفحات ضميمه همين كتاب.