انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ٣٠١
مهاجمان، با رسيدن به پاسدارخانه واقع در جلوى سفارت بريتانيا، زير آتش گلولههاى سربازان قرار گرفتند كه در نتيجه آن يك تن از بختياريها كشته و دو تن از مليّون مجروح شدند. مجروحان به سفارت بريتانيا برده شده و در آنجا تحت مراقبت قرار گرفتند. سه تن از سربازان و دو تن از قزاقهاى ايرانى به دست مليّون افتاده و تيرباران گرديدند. بقيه قزاقها تسليم، خلعسلاح و سپس آزاد شدند.
تا ساعت ٤٠/ ١٢ بعدازظهر، «بخش شمال شهر تماما به دست مليّون افتاد، كه با به راه انداختن گروههاى گشت نظم را به نحوى عالى برقرار ساختند ... اين پيام ادامه مىدهد كه بسيارى از سربازان و قزاقها گريخته و به سوى مليّون رفتهاند. اعتقاد بر اينست كه مليّون قصد دارند به زودى با نيروى كامل به ميدان تحت اشغال قزاقها حمله كنند. مردم هيجانزده هستند و با پوشيدن نشانهاى قرمز، قواى مليّون را تشويق مىكنند ... مليّون تلفات اندكى داشتهاند.
حدود يك ساعت بعد همان خبرنگار پيام ديگرى ارسال داشت تا بگويد كه تيراندازى هنوز ادامه دارد، و اينكه در امور سفارتخانهها و بانكهاى روس و انگليس دخالتى صورت نگرفته است و هيچ خطرى، جز خطر تيراندازيهاى پراكنده، جان و مال اروپائيان را تهديد نمىكند. نزديك ميدان بزرگى كه در تصرف قزاقهاى كلنل لياخوف و تحت محاصره مليّون بود، كاركنان تلگرافخانه هند و اروپا مستمرا به كار خود، در ميان غرش توپها و پرواز گلولهها، ادامه مىدهند. در حاليكه پرچم روسيه بر فراز خانه كلنل لياخوف در احتزاز است و در داخل اين خانه همسر شجاع وى نشسته است، كه ترجيح مىدهد در اين ساعات خطر در كنار شوهرش باشد تا در جستجوى پناهگاهى امن[١]. خبرنگار تايمز، «كه در ساختمانى در مجاورت ميدان توپخانه گير افتاده بود»، در تلگرافى كه در ساعت ٨ بعدازظهر مخابره كرده بالاخره آنچنانكه بايد از مليّون، كه تاكنون نسبت به آنها ابراز تحقير مىكرد، سخن گفت.
وى گفت: «وقايع امروز موجب شگفتى فوقالعاده براى همه، به استثناى چند تازهوارد، گرديد[٢]. پس از نبردى كه در خارج شهر تهران به وقوع پيوست، تصور نمىرفت نيروهاى ملّى توانسته باشند بدون
[١] - شايسته است كه در اينجا توجه را به شرح خلاصهاى، كه يك خبرنگار جوان ايرلندى به نام آقاى جى. ام. هون، كه قبل از وقوع اين وقايع به ايران بازگشته بود، از شخصيت كلنل لياخوف تهيه كرده است توجه كنيم. اين شرح در روزنامه مورنينگ ريويو، مورخ ١٤ ژوئيه ١٩٠٩ به چاپ رسيد.
[٢] - ديلى تلگراف، كه خبرنگارش با احترام بسيار از مليّون سخن مىگفت، در ١٤ ژوئيه از« اشغال اجتنابناپذير تهران توسط قيامكنندگان» سخن گفت، و همانطور كه قبلا مشاهده كرديم وى، عميقتر از هرروزنامهنگار ديگر انگليسى، ماهيت مهيب ارتش بختيارى را تشخيص داده بود. اظهارات دكتر اسماعيل خان، نماينده مليّون كه اكنون در لندن مستقر بود، در روز ١٣ ژوئيه كه در روزنامه استاندارد، مورخ ١٤ ژوئيه منتشر گرديد، نشانگر آنست كه وى، و بدون ترديد مراكز مليّون ايران در سراسر اروپا، ايده كاملا روشنى در مورد آنچه كه در حال وقوع بود داشتند.