انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ٢٦٣
خلعسلاح كسانى نمودند كه در خيابانها و بازارها اسلحه حمل مىكردند و همچنين جمعآورى اسلحه از مغازههاى اسلحهفروشى.
٦. در همان روز سربازان روسى ٦ قبضه تفنگ، ٦ قبضه رولور و يك خنجر را از يك نگهبان سوارهنظام ايرانى ربودند كه جهت همراهى هيأت صلحى منصوب گرديده بود كه انجمن جهت آرام ساختن شهروندان مردند، باكو، سلماس و اروميه اعزام داشته بود، و اين نگهبان در حال خروج از ساختمان محلّ نشست انجمن بود. و اين در حالى است كه سربازان سوارهنظام ايرانى داراى مجوز، از سوى كنسول روسيه و ژنرال زنارسكى، جهت حمل اسلحه، بودند.
٧. همان روز حدود صد فشنگ از سيد محمد، يك تفنگ و يك تپانچه رولور از آقابزرگ، و يك خنجر از يك دلال به نام عابدين، در بازار ربوده شد، و خصوصا فرد اخيرالذكر تهديد شده بود كه در صورت امتناع از تسليم خنجر خود كشته خواهد شد.
٨. برخى روزها سربازان روسى در خيابانها و محلات دور از محلّ سكونت اروپائيان (از قبيل محله «آقا جان آباد») ظاهر مىشدند. درصورتىكه عبور آنها از اين خيابانها هيچ مناسبتى نداشت.
٩. شب ١٩ ربيع الثانى (- ١٠ مه) گروه عظيمى از سربازان، با نورافكن در محله ارمنستان گشت مىزدند، و اين اقدام عليرغم حضور تعداد كافى از افراد پليس شهر در آن محله صورت گرفت.
١٠. سربازان هنگام عبور از خيابانها و مغازهها با خوراكيهاى بقالىها و ديگر مغازهها، كه نظرشان را جلب نمايد، از خود پذيرائى مىكنند، چنانكه اين امر، به عنوان نمونه، براى حسين بقال فرزند كربلايى تقى، در محله «مهاد مهين» اتفاق افتاد.
١١. روز ٢٦ ربيع الثانى (- ١٧ مه) يك اسكادران از قزاقها، به همراه يك توپ، چهار نعل و از گورستان «گاچنى» گذشته و يك مرد لال پير، به نام محمد على فرزند آقا على بيگ، را در زير پاى اسبهاى خود لگدمال كردند، بطورى كه وى اكنون در بيمارستان در آستانه مرگ قرار دارد.
١٢. روز ٢٤ ربيع الثانى (- ١٥ مه) به فرمان ژنرال زنارسكى، سربازان وارد محله «خيابان» شده به پشتبام خانهها رفته و يك قبضه توپ را بر پشتبام يك نانوايى مقابل منزل باقر خان سوار نمودند و دو قبضه توپ ديگر را در خيابان كار گذاشته و با ديناميت شروع به انهدام سنگرها و ديگر وسائل دفاع نمودند. طى اين عمليات، آنها سيمهاى تلگراف را نيز قطع كردند.
١٣. بنا به گزارش نگهبانان شهر، سربازان به روستائيانى هم كه وارد شهر مىشوند آزار رسانده، كلاههاى آنها را از سرشان برداشته و آنها را مسخره مىكنند.