انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ٢٥٩
ميزانى است كه وى در ابتدا دريافته بود، و اينكه وضعيت ساكنان خارجى شهر بسيار بحرانى است. و علاوه بر آن وى برخى پيشنهادات را در مورد يك متاركه جنگ، كه به خاطر آن شوراى ايالتى (انجمن) ملتمس حمايت وى و همكار روسى او و نيز در سفارتخانه بود، ارائه داد. در ١٩ آوريل، صحبت از «تلاش آخر جهت درهمشكستن محاصره در آنشب» بود- تلاشى كه از قرار معلوم آقاى مور و آقاى باسكرويل در آن شركت داشتند، كه براى فرد اخير حاصلى مرگبار به همراه داشت، در حاليكه حكومت بريتانيا مصلحت مىديد كه انگلستان و روسيه «به كنسولهاى خود تأكيد كنند تبريز را ترك و هريك از ديگر اتباع خارجى را كه مايل به ترك شهر هستند با خود ببرند و حكومت روسيه شاه را تهديد كند كه اگر اجازه داده نشود كه مقدارى غذا وارد تبريز شود، آنها خود جهت انجام چنين كارى اقدام خواهند كرد و در صورت ضرورت از زور استفاده خواهند نمود.»- (شمارههاى ٢٠٢، ٢٠٥، ١٩٩.)- در ١٨ آوريل آقاى وراتيلاو تلگراف زد: «امروز نان بسيار كمياب بود و فردا باز هم كميابتر خواهد بود. در حال حاضر منبع اصلى خطر در شمار عظيم فقراى گرسنهاى نهفته است كه هرلحظه ممكنست به سوى خانههايى كه تصور مىكنند بتوانند احتمالا غذايى در آن بيابند، حمله نمايند. در حال حاضر خطر اندكى از سوى خود مليّون وجود دارد.» (شماره ٢٠٢.)
در ٢٠ آوريل تصميم گرفته شد كه يك نيروى روسى به تبريز اعزام گردد «تا ورود مواد غذايى ضرورى به شهر را تسهيل، از كنسولگريها و اتباع خارجى محافظت و به آن كسانى كه مايل هستند شهر را ترك كنند در اينكار كمك نمايد» (شماره ٢٠٧.) آقاى آرتور نيكلسون گفت: «چنين بهنظر من مىرسد كه اين مليّون خواهند بود كه از ورود نيروهاى روسى بهرهمند خواهند شد، امّا عرض مىكنم كه آن هدف اصلى كه بايد در نظر گرفته شود، امنيت كنسولها است، حتى به بهاى پذيرفتن اين خطر كه اقداماتى كه شرايط انجام آنها را ضرورى ساخته است، مسلما به نفع نهضت مردمى تبريز تمام خواهد شد.» (شماره ٢٠٨.) تبريزيها به خاطر عدم تشخيص كاملتر اين مسئله كه در نهايت است خود را مديون ورود سربازان روسى بودند، به ناسپاسى متهم شدهاند. امّا از آنجا كه ملاحظات مربوط به امنيت آنها به هيچروى جايى در تصميمات مربوط به اعزام سربازان، آنچنانكه به روشنى از كلمات فوقالذكر چاپ شده با حروف ايرانيك برمىآيد، نداشت، درواقع هيچ دليلى نبود كه آنها سپاسگزار هيچكس مگر خداوند باشند، كه مشيّت وى مقرر نمود اين تدابير وسيلهاى براى رهايى آنها از مرگ گردند.