انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ٢٥٨
نداده بودند. شمارى از ملاها، در دفاع از شهر، به نيروهاى مليّون پيوستند و اگرچه نبايد انتظار داشت كه اين جنابها كار چندانى انجام دهند، امّا صرف حضور آنها مسلما افراد مبارز را تشويق كرد.» (شماره ١٧٠، و بخش ضميمه.) در ٢٥ مارس تلفات بسيار زيادى در ميان طبقات فقير شهر وجود داشت، و دو محموله آخر پست از اروپا توسط رحيم خان توقيف گرديده بود. وى فرد بعدى را كه سعى داشت محموله پستى را به داخل شهر بياورد، تهديد به شليك نمود. (شمارههاى ١٣٢، ١٣٣.) در ٢٨ مارس تصور مىرفت «كه حداكثر ظرف سه هفته آذوقه تبريز بهطور كامل تمام شود.» (شماره ١٣٧.)، و دو روز بعد مرگ چند تن از مردم بر اثر گرسنگى گزارش گرديد. (شماره ١٤٢.)
از نظر آنان كه از دور ناظر حوادث بودند، اين مسئله غيرقابلدرك بود كه هيچگونه تلاشى جهت نجات تبريز، از سوى اصفهان يا رشت، خواه از طريق تلاش مستقيم جهت رفع محاصره يا از طريق تهديد به پيشروى به سوى تهران كه ممكن بود شاه را مجبور به فراخواندن حداقل برخى از سربازانش به پايتخت كند، به عمل نمىآمد. در خود تبريز، تا روز ١٢ آوريل، اين اميد وجود داشت كه از سوى سلماس نجات داده شود، يعنى از جايى كه گزارش مىشد نيرويى متشكل از ٣ هزار تن از افراد در حال پيشروى هستند (شماره ١٦٥.) امّا مطمئن نيستم كه هيچ پايه و اساسى براى اين اعتماد وجود داشته باشد، و به هرترتيب چنين تلاشى انجام نگرفت. و درست در همين زمان، سرسختى شاه با اخبارى كه در مورد پديد آمدن يك حكومت ضدانقلاب كوتاهمدت در قسطنطنيه رسيد، تقويت گرديد و بيش از هرزمان ديگر تمايل كمترى براى اعطاى هرگونه امتياز يا گوش فرادادن به هرگونه شرايط سازش نشان داد (شماره ١٩٧)، به گونهاى كه مذاكراتى كه توسط محاصرهشدگان، از طريق ثقه الاسلام با ستاد سلطنتطلبان در باسمنج، آغاز گشته بود و هيچگاه اميد چندانى به آن نمىرفت، ديگر حتى يك شانس موفقيت هم عرضه ننمود. ادراك خطر نسبت به جان ساكنان خارجى تبريز، بهطور جدى شروع شد و به نماينده بريتانيا دستور داده شد، كه در صورت بروز نياز به اقدام، «به حكومت ايران تأكيد شود كه يا به خارجيان تبريز اجازه ترك اين شهر داده شود يا اجازه داده شود كه مايحتاج غذايى كافى وارد اين شهر گردد.» (شماره ١٨٢.) در ١٦ آوريل، حكومت ايران «به عين الدوله دستور داد كه براى عزيمت اتباع خارجى به منظور تضمين امنيت آنها، تسهيلات فراهم گردد و پيشنهاد شود كه آنها بايد شهر را ترك كنند»، امّا اجازه ورود غذا به شهر داده نشد. معهذا، هم اتباع انگليسى و هم اتباع روسى، اظهار عدم علاقه به ترك شهر تبريز نمودند.- (شمارههاى ١٨٨ و ١٩٠.)- در ١٨ آوريل آقاى وراتيلاو گزارش داد كه ميزان مواد غذايى مردم به مراتب كمتر از آن