انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ٢٥٥
«معدودى سرباز» به باكو و مرز جلفا كردند و ٥٠ تن قزاق ديگر جهت حفاظت از كنسولگرى روسيه به رشت اعزام داشتند[١]، و علاوه بر آن ٥ ميليون فشنگ و تعداد عظيمى تفنگ را كه براى آن شهر[٢] ارسال گرديده بود، به تصرف خود درآوردند. در حاليكه چند روز بعد اين كشور تعداد محافظان كنسولگرى خود در استرآباد مشهد را افزايش داده[٣] و كشتيهاى جنگى به انزلى و بندرگز، دو بندر متعلق به رشت و استرآباد، اعزام نمود[٤]. و از سوى ديگر، روزبهروز بيشتر آشكار شد كه تبريز، درست در همان لحظاتى كه اصفهان، رشت، شيراز، همدان، مشهد، استرآباد، بندرعباس، و بوشهر در حال پيروى از الگوى اين شهر بودند و هنگامى كه اميد مليّون تابناكتر از هرزمان ديگر بود، تحت فشارهاى مهيبى قرار گرفته است. اگرچه اين واقعيت، تا پايان كار تا حد ممكن، از دوستان اين شهر پنهان نگاهداشته شد.
بهنظر مىرسد حدود ژانويه ١٩٠٩، نوعى دلسردى و از دست دادن روحيه، كه به اعتقاد من در آنگونه محاصرهها كه عناصر غيرنظامى به نحوى بارز بيش از عناصر نظامى هستند خاصه در مدافعان شهر را فقط داوطلبان و غيرنظاميان مسلح تشكيل مىدهد، امرى رايج است، بر اهالى تبريز حاكم گشته بود و احتمالا همين امر مسئول لحن بدبينانه مقالههاى آقاى مور، خاصه دو مقالهاى بود كه در ٣ و ٨ ژانويه، پس از بازگشتش به انگلستان، براى روزنامه تايمز و «وست منچستر گازت» ارسال داشت.
بىترديد عقيده وى قابل بررسى محترمانه است؛ و اگر در نهايت شخصيت دلاور وى بر احتياطكارى او پيروز گشته و او را وادار به دست گرفتن اسلحه براى دفاع از شهر ساخت، و نيز روزنامههاى طرف قرارداد او را مجبور به لغو توافقنامههايشان با وى نمود، درست در همان زمانى كه حضور مستمر وى در تبريز آنچنان مورد نياز بود، من شخصا نمىتوانم آن شهامتى كه برانگيزنده و آن شجاعتى كه مشخصه اقداماتى است كه از نظر تكنيكى پسنديده نيستند، امّا در آن شرايط بدشوارى درخور نكوهشند، را تحسين ننمايم. در شهر مردم از گرسنگى در حال مرگ بودند يا از علف تغذيه مىكردند؛ افراد ايلياتى وحشى رحيم خان و سربازان نهچندان كمتر وحشى عين الدوله شهر را در محاصره داشتند و اين دو گروه تنها توسط چشمانداز قتل و غارت و دستبردى كه وجود داشت تاكنون
[١] - كتاب آبى، ص ٥٥، شماره ٩٧.
[٢] - همان مرجع، ص ٥٦، شماره ١٠٢.
[٣] - همان مرجع، ص ٧٢، شمارههاى ١٤٧ و ١٤٨.
[٤] - همان مرجع، ص ٧٣، شماره ١٥١.