انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ٢١٤
دخالتى يا اطلاعى از اقدامات كلنل لياخوف را اثبات كند. بدين قرار، در سوم ژوئيه ١٩٠٨، آقاى ايزولسكى به سر آرتور نيكلسون، سفير بريتانيا در سن پترزبورگ- كتاب آبى، ص ١٣٨-.
صريحترين اطمينان را داد كه كلنل لياخوف در اجراى تدابير اخير شاه و پذيرش فرماندهى نظامى تهران- اگر چنين كارى كرده بود- بدون دستور، اطلاع يا تصويب حكومت امپراتورى عمل كرده است.» در ٩ ژوئيه، سر ادوارد گرى در پاسخ به پرسشى از سوى آقاى اچ. اف. بىلنيچ، اظهار داشت كه «هراقدامى كه كلنل لياخوف در شرايط اضطرارى آنروز كرده است، اقدامى مستقل از حكومت كشورش بوده است.» در حاليكه روزنامه تايمز، در سرمقالهاى كه در شماره ١٧ سپتامبر خود منتشر ساخت، اگرچه به اعمال غيرعاقلانه عناصر روسى در ايران اعتراف داشت، اما چنين تلقى مىكرد كه «اظهاراتى كه گاهوبيگاه توسط سر ادوارد گرى در پارلمان بيان شده، هيچگاه جايى براى ترديد در مورد عدم وجود هرگونه اختلاف عقيده جدى بين دول بريتانيا و روسيه در باب وضعيت ايران و عزم يكسان هردو قدرت در خويشتندارى از تمامى اشكالات دخالت مستقيم در امور داخلى اين كشور، باقى نگذارده است.» مجددا در ١٥ اكتبر ١٩٠٨، تايمز در اظهارنظر پيرامون بيانيه امضاء شده توسط دو نماينده تبعيدى ايران، يعنى تقىزاده و معاضه السلطنه، كه در همان شماره روزنامه به چاپ رسيده بود، در حاليكه صريحا اعتراف مىكرد بهنظر مىرسد كه نفوذ روسيه هم در تهران و هم تبريز در شكل مستقيم و غيرعاقلانهاى اعمال گشته» و «بهنظر نمىرسد داستانهاى مربوط به تحريكات محلى و دخالت [عناصر روسى در ايران] با اهداف ارتجاعى به هيچوجه تصورى و خيالى باشد»، اين نظر را ابراز مىداشت كه «وزارت امور خارجه روسيه به همان اندازه [بريتانيا] از دسايس و توطئههايى كه توسط سياسيّون تهران به آن [دولت] نسبت داده مىشود، مبراست.» كمى بعد- دوم نوامبر- تايمز ظاهرا متأثر از حساسيتهاى روسيه، كه از طريق خبرنگار مقيمش در سن پترزبورگ منعكس گشته بود، به سرزنش نمايندگان ايرانى تبعيدى و دوستان انگليسى آنها- يا آنطور كه در روزنامه ديده مىشد «مشاوران»- به سبب ترس ايشان از طرحهاى روسيه كرد و بيانات ايشان را با حكايات زيباى ايرانى خواند و از آنپس تا اشغال تهران و سقوط محمد على شاه توسط مليّون در اواسط ژوئيه ١٩٠٩- رخدادى كه تمامى پيشبينىهاى بسيار مطمئن خبرنگار ويژه اين روزنامه را، كه به سبب نفرتش از